منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٩
كه داراى چنين منصب گسترده اى بودند و اين دو نفر عبارتند از حضرت رضا ـ سلام اللّه عليه ـ در عصر مأمون و شريف رضى در سال ٣٨٠ در عصر بهاء الدولة.
كار نقيب، حفظ انساب وضبط مواليد ووفيات و آشنا ساختن آنان با آداب متناسب با خاندان آنها و بازدارى آنان از كارهاى پست و دون شأن، جلوگيرى از ارتكاب گناه وغيره كه «ماوردى» در كتاب «احكام سلطانيه» در باره آنها به صورت مفصّل سخن گفته است.[١]
١٠ـ شاهد بر اعمال امّت
آخرين ويژگى از نظر بازگويى در اين كتاب[٢]، شهادت و گواه بودن او بر اعمال امّت است ، واين مقام در آيات ياد شده وارد شده است:
(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً و َ مُبَشِّراً و َ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً) (احزاب/٤٥).
«اى پيامبر ما تو را به عنوان گواه و بشارت و بيم دهنده و دعوت كننده به سوى خدا به فرمان او، وچراغ فروزان، فرستاديم».
در اين آيه رسول گرامى با اوصاف پنجگانه اى توصيف شده كه هركدام در خور بحث وگفتگو است:
١ـ شاهداً ٢ـ مبشّراً ٣ـ نذيراً ٤ـ داعياً إلى اللّه٥ـ سِراجاً مُنيراً.
توصيف پيامبر (صلى الله عليه وآله) به عنوان «شاهد»درآيات ديگرى نيز وارد شده كه گاهى از نظر تعبير با آيه ياد شده يكسان است[٣]، وگاهى با هم اختلاف دارد مانند:(فَكَيْفَ
[١] الأحكام السلطانيه، ص ٨٢ ـ ٨٦ علاقمندان به اين كتاب كه وظايف نقابت خاصّه را از نقابت عامّه جدا كرده است، مراجعه بفرمايند.
[٢] وگرنه: كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم
[٣] به سوره فتح آيه ٨ و مزّمّل آيه ١٥ مراجعه شود.