منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٩
لعلّه يزّكّى) ؟
جلال الدين مولوى ـ كه عنايت دارد كه بسيارى از مسائل عرفانى خود را از كتاب وسنت، بگيرد ـ دنبال شأن نزول نخست را گرفته ودر اين مورد مى گويد:
چونكه اعمى طالب حق آمده است *** بهر فقر او را نبايد سينه خست
تو حريص بر رشاد مهتران *** تا بياموزند علم از سروران
٣ـ اشكالات شأن نزول نخست: اين شأن نزول اشكالاتى دارد كه نمى توان به آسانى از آن گذشت وما در اين جا برخى از آنها را يادآور مى شويم:
اوّلاً: هدف سوره نكوهش كسى است كه هدايت متظاهران به غناء را بر هدايت افراد ناتوان ومستمند مقدّم مى دارد، وبه اهل دنيا ولو يك بار توجه مى نمايد و از اهل آخرت روى برمى گرداند وبه طور مسلّم، پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)در طول رسالت چنين نبوده، او بر هدايت همگان با خُلق وسيع خود علاقمند بود ويك چنين حالت تبعيض آميز در او نبوده است مگر اين كه گفته شود يك چنين روى گردانى وادامه بحث با سران شرك تبعيض نبوده واشتغال به امر أهَم بوده است .
ثانياً: قرآن پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) را با «خلق عظيم» توصيف مى كند ومفاد آن با اين شأن نزول وفق نمى دهد چنانكه مى فرمايد:
(وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُق عَظيم) (قلم/٤):«تو بر خوى عظيم ونيكو هستى».
مفسّران مى گويند سوره قلم، دوّمين سوره اى است كه پس از سوره«علق» نازل شده است وهمگى مى دانيم كه سوره «علق» نخستين سوره اى است كه بر قلب مبارك او نازل گرديده است آيا صحيح است خدا در آغاز بعثت خلق وخوى پيامبر را ستايش كند، ولى بعداً او را به خاطر روى آوردن به متظاهر به غناء وروى گردانى از مستمند، نكوهش كند؟خلاصه، آن خلق عظيم با اين رفتار سازگار نيست مگر اين كه گفته شود چهره درهم كشيدن آن هم يكبار به خاطر مصلحت، منافات با خلق