منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٢
اذن پيامبر (صلى الله عليه وآله) مصلحت بود
گروهى كه به عصمت پيامبران اعتقاد ندارند، با آيات مورد بحث برگفته خود استدلال نموده ومى گويند كه اذن پيامبر در اين جريان بر خلاف مصلحت بوده، يعنى خطا ولغزشى بوده است كه خدا آن را بخشيد. به گواه توبيخى كه متوجّه او كرد، و او را مذمّت نمود وفرمود:
(عَفَا اللّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكاذِبينَ).[١]
«خدا از تو بگذرد چرا پيش از آنكه راستگويان بر تو آشكار شوند، ودروغگويان را بشناسى، اجازه دادى».
معلوم مى شود كه پيامبر در دادن اذن به منافقين در (مدينه) خطا كار بوده، كه خدا عفو فرمود وگرنه عفو معنا نداشت.از اين لحاظ برخى كوشش كرده اند و(به منظور حفظ مقام عصمت كه دلايل عقلى ونقلى بر آن گواهى مى دهند)، گفته اند كه اذن رسول خدا «ترك اولى» بوده است وبهتر اين بود كه اصلاً اجازه نمى داد ولفظ عفو همانطورى كه در معصيت بكار مى رود، در انجام دادن كارى كه ترك آن بهتر مى باشد نيز استعمال مى شود.
ما تصوّر مى كنيم كه اصلاً احتياجى به اين جواب نيست، وظاهر آيات در رفع شبهه كافى است، وخود آيات گواه بر اين است كه اذن پيامبر صد در صد صلاح ومقارن با مصلحت بوده است. شما فرض كنيد، كه رسول خدا به آنها اذن نمى داد، و آنان را از توقّف در مدينه نهى مى نمود، در اين صورت از دو حال خارج نبود:
[١] سوره توبه، آيه٤٣.