منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠
چنين گزارشى به پيامبر داد ومحل توطئه را «وادى الرمل»معرفى نمود[١] ونيز افزود كه قبائل مزبور تصميم گرفته اند شبانه به مدينه حمله كنند وكار را يكسره سازند.[٢]
پيامبر (صلى الله عليه وآله) لازم ديد مسلمانان را از اين خطر بزرگ آگاه نمايد در آن روز، رمز گرد آمدن مردم براى نماز ويا شنيدن مطلب لازم، جمله: «الصلاة جامعة» بود از اين نظر، منادى به دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله) در نقطه مرتفعى از بام مسجد قرار گرفت، وجمله مزبور را با صدايى رسا بازگو نمود چيزى نگذشت كه مسلمانان در مسجد گرد آمدند وپيامبر بالاى منبر قرار گرفت ودر ضمن بيانات خود چنين فرمود:
«دشمنان خدا، در كمين شما نشسته اند، وتصميم گرفته اند كه با حمله شبانه، شما را غافلگير نمايند گروهى بايد براى دفع اين فتنه قيام نمايند»
در اين لحظه دسته اى براى اين كار معيّن گرديدند، وفرماندهى لشگر به «ابى بكر» واگذار شد او با ستون مخصوصى به سوى قبيله «بنى سليم» رهسپار گرديد مسافتى را كه سربازان اسلام طى كردند، سنگلاخ عجيبى بود، وقبيله مزبور در ميان دره بسيار وسيعى زندگى مى كردند وقتى كه سربازان اسلام خواستند، به دره سرازير شوند، با مقاومت «بنى سليم» روبرو شدند، وفرمانده سپاه چاره جز اين نديد كه از همان راهى كه آمده بود، بازگردد.[٣]
على بن ابراهيم، در تفسير خود مى نويسد: وقتى سران قوم به ابى بكر گفتند منظور از اين لشگر كشى چيست؟ وى در پاسخ آنان گفت: من از طرف پيامبر (صلى الله عليه وآله) مأمورم اسلام را بر شما عرضه بدارم، واگر از پذيرفتن آن سربرتافتيد با شما نبرد كنم در اين لحظه سران قبيله، كثرت نفرات خود را به رخ وى كشيده، او را سخت مرعوب ساختند، واو على رغم تمايلات سربازان اسلام به جنگ ونبرد، دستور بازگشت داد، وهمه را به مدينه بازگردانيد.
[١] احتمال دارد «وادى الرمل = بيابان شنزار» همان «وادى يابس = بيابان خشك» باشد.
[٢] ارشاد،مفيد، ص ٨٣.
[٣] ارشاد، ص ٨٤.