منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧١
چيز ديگرى نيست.
٥ـ بايد توجه داشت كه اين تثبيت به يك مورد ودو مورد اختصاص ندارد، بلكه پيوسته شامل حال او مى باشد زيرا آنچه كه سبب شد خدا به پيامبر (صلى الله عليه وآله)در اين مورد خاص، استقامت قدم واستوارى گام بخشيد، در ديگر موارد نيز وجود دارد، وجهتى ندارد كه در يك مورد او را تثبيت كند ودر مراحل ديگر او را به خود واگذارد.
٦ـ تثبيت الهى آنچنان نيست كه عنان اختيار وآزادى را از كف بربايد وديگر، پيامبر تثبيت شده نتواند برخلاف آن كارى صورت دهد بلكه با اين وضع مى تواند يكى از دو طرف كار را برگزيند براى بيان اين جهت درا يه سوّم مى فرمايد:
(إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكُ عَلَيْنا نَصِيراً) .
«در اين موقع دوبرابر عذاب(مشركان) را در زندگى اين جهان وجهان ديگر به تو مى چشانيم، آنگاه در برابر ما ياورى پيدا نمى كردى».
با توجه به اين نكات روشن شد كه نه تنها مفاد آيه در كام «عدليه» كه عصمت را حالت لازم در پيامبران مى دانند، تلخ نيست، بلكه بسيار شيرين ونويد بخش است وآن اين است كه خداوند پيامبرخود را به خود او واگذار نمى كند ودر مظانّ لغزشها و سراشيبيها به او تثبيت و استوارى مى بخشد و او را از قرب ونزديك شدن به گناه ـ تا چه رسد به ارتكاب آن ـ باز مى دارد.
ودر حقيقت ، جمله (وَلَوْلا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ)بسان (وَلَولا فَضُلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ مِنْهُمْ طائِفَةٌ أَنْ يُضِلُّوكَ)(نساء/١١٣) است جز اين كه آيه مورد بحث مربوط به تثبيت در برابر گناه وآيه دوّم مربوط به صيانت پيامبر از لغزشهاى سهوى وغير عمدى است وبا صرف نظر از اين تفاوت شيوه بيان ونحوه دلالت در هر دو آيه يكسان است وهم اكنون در بحث بعد كه درباره پيراستگى پيامبر از خطا است گفتگو مى كنيم ، و درباره آيه توضيح كافى خواهيم داد.
***