منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٠
نه تنها ابن خلكان وابوريحان بيرونى، اين روز را عيد مى نامند، بلكه «ثعالبى»نيز اين شب را از شبهاى معروف در ميان امّت اسلامى شمرده است.[١]
ريشه اين عيد اسلامى به خود روز غدير باز مى گردد، زيرا در آن روز پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مهاجران وانصار بلكه به همسران خود دستور داد كه بر على وارد شوند و به او در مورد چنين فضيلتى بزرگ تبريك بگويند.
«زيد بن ارقم» مى گويد: ازمهاجرين، ابوبكر وعمر وعثمان وطلحه وزبير، نخستين كسانى بودند كه با على دست بيعت دادند ومراسم تبريك وبيعت تا مغرب ادامه داشت.
دلايل ديگر ابديت واقعه
در اهميت اين رويداد تاريخى همين اندازه كافيست كه اين واقعه تاريخى را صد وده صحابى نقل كرده اند. البته اين جمله نه به آن معنى است كه از آن گروه زياد تنها همين افراد، اين حادثه را نقل كرده اند، بلكه تنها در كتابهاى دانشمندان اهل تسنن نام صد وده تن به چشم مى خورد. درست است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) سخنان خود را در جامعه صدهزار نفرى القاء نمود، ولى گروه زيادى از آنان از نقاط دور دست حجاز بودند كه از آنان حديثى نقل نشده است و گروهى از آنها اين واقعه را نقل كرده اند، ولى تاريخ موفّق به درج نام آنان نگرديده است واگر هم درج كرده است، به دست ما نرسيده است.
در قرن دوّم اسلامى كه عصر تابعان است، هشتاد ونه تن از آنان به نقل اين حديث پرداخته اند.
راويان حديث غدير در قرنهاى بعدى همگى علما ودانشمندان اهل تسنن مى باشند، سيصد وشصت تن از آنها اين حديث را در كتابهاى خود گردآورده وگروه
[١] به كتاب الغدير، ج١، ص ٢٦٨ مراجعه فرماييد.