منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٥
برخى از آيات، «اُمّى» به معنى ناآگاه از تورات تفسير شده است، چنانكه مى فرمايد:
(وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاّ أَمانِيَّ) (بقره/٧٨): «دسته اى از اهل كتاب درس نخوانده هايى هستند كه از كتاب جز آرزوهاى «واهى و پندارها» چيزى نمى دانند».
پاسخ: يك چنين تفسيرى، جز اجتهاد در مقابل نص، چيزى نيست ودو آيه اى كه مورد استشهاد قرار گرفته است بر مقصود او گواهى نمى دهند زيرا فرهنگ نويسان زبان عرب اتّفاق نظر دارند كه «امّى» به معنى فرد درس نخوانده وكسى است كه قادر به خواندن ونوشتن نمى باشد. در اين صورت تخصيص چنين معناى وسيعى به خصوصِ كسى كه ناآشنا به متون سامى باشد كاملاً بى جهت است.
وبه بيانى ديگر: «اُمّى» كسى است كه اصلاً با خواندن ونوشتن رابطه اى نداشته باشد و اگر در ميان صدها زبان رايج در ميان بشر، بتواند با يك زبانى بنويسد وآن را بخواند او را «اُمّى» نمى خوانند.
اگر در آيه نخست «اُمّى» در مقابل اهل كتاب قرار گرفته، به خاطر اين است كه يهوديان ومسيحيان شبه جزيره، بر خلاف عرب جاهلى غالباً درس خوانده بودند وبا خواندن ونوشتن ـ حدّاقل با زبان كتاب مذهبى خود ـ آشنايى داشتند ولى عرب جاهلى اصلاً خواندن ونوشتن، حتى با زبان مادرى خود رابطه اى نداشت. بنابر اين در مفهوم «اُمّى» ناآشنايى به متون سامى، نهفته نمى باشد و« لذا ـ اگر اين لفظ در مقابل ملت هاى سوئيسى وسوئدى كه به صورت گسترده درس خوانده مى باشند قرار بگيرد مفهوم آن تغيير نكرده، باز به همان معناى درس نخوانده خواهد بود، نه خصوص ناآشنا با متون سوئيسى وسوئدى.
از اين بيان ، مفاد آيه دوّم نيز روشن مى گردد; زيرا در آن آيه اهل كتاب را به دو گروه تقسيم مى كند:اُمّى وغير اُمّى، ناآشنا به كتاب وآشنا به آن، چنانكه مى فرمايد:(وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاّ أَمانِيَّ) .(بقره/٧٨): «برخى از