منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
به خويش، ضررى به خداى غنى نمى رساند.
سپس در آيه هفتم نويد مى دهد شايد در آينده شرايط كافران مكه دگرگون گردد وآنان ايمان بياورند، در اين صورت طرح دوستى ميان مسلمانان وبستگانشان مجاز خواهد بود واين خود نيز نويد ضمنى به پيروزى مسلمانان بر كفار مكه است.
٥ـ اصل كلى در برقرارى رابطه سياسى وتجارى
ظاهر آيه نخست اين سوره، بر قطع هرنوع رابطه ميان مسلمانان وكافران تأكيد مى كند، در حالى كه كافران معاصر با عصر رسالت بر دو نوع بودند:
الف: كافرانى كه در امر دين با مسلمانان از در جنگ وارد نشده وآنها را وادار به مهاجرت نكرده بودند وبه تعبير قرآن:(لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ).
ب: كافرانى كه درست نقطه مقابل آنان بودند، وبه خاطر گرايش مسلمانان به آيين توحيد، جنگ هاى خونينى به راه انداختند وهمگان را به ترك خانه وزمين وادار كرده بودند.
در باره گروه نخست، برقرارى رابطه در حدّ «نيكى كردن ورفتار به عدالت» وبه تعبير آيه هشتم(أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ)اشكال ندارد زيرا چنين ارتباطى مايه گسترش اسلام وبهبودى زندگى مسلمانان مى باشد.
در حالى كه حكم الهى كه در آغاز سوره بيان گرديد (لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ) در باره گروه دوّم به قوّت خود باقى است ودوستى با آنان جز ستم پيشگى چيز ديگرى نيست چنانكه در آيه نهم مى فرمايد:(وَمَنْ يَتَوَّلَهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ).
در اين جا از يادآورى نكاتى ناگزيريم:
الف: شكى نيست كه آيه هاى هشتم ونهم مبيّن ابهام ومقيّد اطلاقى است كه