منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٩
اطاعت كنيد و رسول و صاحبان فرمان از خود را اطاعت كنيد».
شكى نيست كه رسول در آيه، خود از مصاديق «اولى الأمر منكم» مى باشد و به خاطر احترام بيشتر از وى، جداگانه از او نام برده شده و «اولى الأمر» زمامداران واقعى جامعه اسلامى هستند كه از جانب خدا به اين مقام نائل شده اند وبه خاطر داشتن چنين مقامى، داراى امر ونهى واقعى بوده و براى خود اطاعت وعصيانى دارند.
٢ـ (فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَّلِمُوا تَسْلِيماً)(نساء/٦٥): «چنين نيست، سوگند به پروردگار تو، مؤمن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلافهاى خود داور قرار دهند آنگاه از داورى تو در دل، احساس ناراحتى نكنند و كاملاً تسليم گردند».
در اين مورد رسول خدا به صورت قاضى و داور، تجلّى نموده و براى حفظ نظام، داراى مقام امر و نهى خواهد بود واگر مطاع نباشد ودستورهاى او اجرا نگردد، داورى مختل و هرج و مرج بر جامعه حاكم مى گردد.
٣ـ (فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ) (نور/٦٣):«آنان كه با فرمان پيامبر مخالفت مىورزند از آن بترسند كه فتنه و ياعذاب دردناكى دامنگير آنان گردد».
جمله (عَنْ أَمْرِهِ) حاكى از آن است كه پيامبر در اين چشم انداز گذشته بر مقام تبليغ و تبيين شريعت، امر و فرمان دارد كه مخالفت آن، داراى واكنش سختى است.
مؤيّد مطلب، اين است كه آيه مربوط به مسئله جهاد و حضور در ميدان نبرد است. در اين شرايط پيامبر، مبلّغ احكام نيست، بلكه فرمانده «واجب الطاعه» است كه بايد دستورهاى او مو به مو مورد اجرا قرار گيرد.
٤ـ (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْر جامِع لَمْ