منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
را بكشد حضرت فرمود: او را رها كنيد او در آينده پيشواى گروهى خواهد بود كه از دين اسلام بيرون خواهند رفت، چنانكه تير از كمان خارج شود[١] همان طورى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرموده بود، اين مرد در دوران حكومت على (عليه السلام)رئيس فرقه خوارج گرديد ورهبرى اين گروه خطرناك را برعهده گرفت ولى به حكم اينكه قصاص قبل از جنايت مخالف اصول اسلام است، پيامبر (صلى الله عليه وآله)متعرض او نشد.
«سعد بن عباده» به نمايندگى از طرف انصار، پيام گله آميز آنها را حضور پيامبر رسانيد پيامبر (صلى الله عليه وآله) به او فرمود: همه آنها را در يك نقطه گرد بياور تا من موضوع را براى آنها تشريح كنم پيامبر (صلى الله عليه وآله) با شكوه خاصى وارد جلسه انصار شد وبه آنان چنين خطاب كرد:
شماها گروهى بوديد گمراه به وسيله من هدايت يافتيد، فقير بوديد بى نياز شديد، دشمن بوديد، مهربان گرديديد، همگى عرض كردند صحيح است اى رسول خدا. پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود :شماها مى توانيد طور ديگر به من پاسخ بگوييد ودر برابر خدمات من حقوقى را كه بر گردن من داريد، به رخ من بكشيد وبگوييد اى رسول خدا روزى كه قريش تو را تكذيب كرد، ما تو را تصديق نموديم، قريش تو را يارى نكردند، ما يارى كرديم، تو را بى پناه ساختند، ما پناه داديم روزى كه تهى دست بودى تو را كمك كرديم.
اى گروه انصار چرا از مختصر مالى كه به قريش دادم تا آنها در اسلام استوار گردند و شما ها را به اسلام خود واگذار نمودم، دلگير شديد، آيا راضى نيستيد كه
[١] سيره ابن هشام، ج٢، ص ٤٩٦ مغازى مى نويسد پيامبر در باره او گفت:«انّ له أصحاباً يحقر أحدكم صلاته مع صلاتهم و صيامه مع صيامهم يقرؤن القرآن لا يجاوز تراقيهم يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرمية».
«براى او يارانى است كه شما نماز و روزه خود را در برابر عبادت آنها كم و ناچيز مى شمريد قرآن مى خوانند ولى از حنجره هاى آنها به بالا تجاوز نمى كند آنان از آيين اسلام بيرون مى آيند، همان طور كه تير از كمان به بيرون پرتاب مى گردد».