منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣
وطلحه را مأمور كرد كه هرچه سريع تر مسير ساره را پى گيرند و او را دستگير ونامه را پس بگيرند، آنان در سرزمين «خليقه» او را دستگير كردند وقتى نامه «حاطب» را طلبيدند وى سخت انكار كرد وقتى با تهديد على (عليه السلام)روبرو شد نامه را از لابلاى موى سر خود در آورد وتسليم على (عليه السلام) كرد در اين موقع همگى به مدينه بازگشتند ونامه را تسليم پيامبر (صلى الله عليه وآله)نمودند، پيامبر (صلى الله عليه وآله)به دنبال «حاطب» فرستاد وگفت نامه خود را مى شناسى؟ گفت: آرى، فرمود: هدفت از نوشتن نامه چه بود؟ وى در پاسخ گفت از روزى كه اسلام آورده ام كفر نورزيدم، ولى همه مهاجران، در مكه كسانى را دارند كه از بستگان آنها حمايت كنند، ولى من كسى در آنجا ندارم از اين جهت خواستم تظاهر به خدمت كنم تا شايد بستگانم را آسيب نرسانند ولى من مى دانستم كه خدا عذاب خود را بر سر آنها فرو مى ريزد، ونامه من، آنها را نجات نمى دهد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) از ساده لوحى «حاطب» آگاه شد وپوزش او را پذيرفت عمر بن خطاب خواهان اعدام او گرديد، ولى پيامبر (صلى الله عليه وآله)، با پيشنهاد او به خاطر اينكه او از مجاهدان «بدر» بود موافقت نكرد، ودر اين مورد آيات ياد شده در زير نازل گرديد كه در برگيرنده يك رشته دستورات اخلاقى وسياسى در اسلام است وما مجموع آياتى كه در اين زمينه در سوره «ممتحنه» نازل شده است در اين بخش نقل مى كنيم:
١ـ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَوَإِيّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبيلي وَابْتِغاءَ مَرْضاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْوَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَالسَّبِيلِ).[١]
«اى افراد با ايمان، دشمن من ودشمن خود را دوست خود قرار ندهيد، نسبت به آنها اظهار دوستى مى نماييد در حالى كه به آنچه كه بر شما از حق(اسلام وقرآن)
[١] سوره ممتحنه، آيه ١.