منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠
در آغاز نظر يكى از دو جمله مى تواند، متعلّق استثناء باشد:
١ـ (أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهيمَ) استثناء از «اسوه بودن».
٢ـ (إِذْقالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّابُرَءؤُا مِنْكُمْ) استثناء از تبرى جستن از «قوم».
هرگاه استثناء ناظر به جمله نخست باشد مفاد آن «تبعيض در اسوه بودن»ابراهيم است يعنى ابراهيم از هر نظر براى شما الگو است، جز از اين نظر كه نبايد از او پيروى كرد.[١]
اين نظر از دو جهت استوار نيست:
١ـ اين تفسير با عصمت پيامبرى مانند ابراهيم سازگار نيست پيامبرى كه قرآن راه ورسم او را شايسته پيروى براى همه پيامبران حتى پيامبر عظيم الشأن اسلام مى داند ومى فرمايد:
(إِنَّ أَوْلَى النّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ وَهذَا النَّبِيُّ وَالَّذينَ آمَنُوا وَ اللّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنينَ).[٢]
«شايسته ترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه عملاً از او پيروى كرده اند واين پيامبر وكسانى كه با او ايمان آورده اند وخدا ولى مؤمنان است».
هدف اين آيه اين است كه افتخار انتساب به ابراهيم در لفظ خلاصه نمى شود آنچنانكه برخى از يهود ونصارى مى انديشند; بلكه افتخار از آن كسانى است كه به راه ورسم او ايمان بياورند وراه او را بروند، اين افراد در گذشته همان كسانى بودند كه پيش از بعثت پيامبر اسلام به ابراهيم ايمان آورده وراه ورسم او را رفته اند، واكنون نيز پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) وپيروان او است كه همگى راه ابراهيم را مى پيمايند، وبه خاطر تكريم پيامبر ومؤمنان به او، اين گروه را از گروه نخست جدا كرده ومستقلاً متعرض گرديده وفرمود:«وهذا النبيّ...».
[١] مجمع البيان، ج٥، ص ٣٧١.
[٢] سوره آل عمران، آيه٨٨.