منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٤
فكر آبادى مى افتد.
روش على (عليه السلام)
روش امام نيز همان روش مربّى او بود. وقتى به وى خبر دادند كه سفيان بن عوف به فرمان معاويه به يكى از شهرهاى مرزى عراق بنام «انبار» يورش برده است، وفرماندار آنجا را كشته واز گرفتن زر وزيور زنان خوددارى نكرده است فوراً بر فراز منبر قرار گرفت، وخطابه اى بس مهيّج وآتشين ايراد فرمود:
«انّ الجهاد باب من أبواب الجنّة، فتحه اللّه لخاصّة أوليائه وهو لباس التقوى، ودرع اللّه الحَصِينَة وجنّته الوثيقة...».[١]
«جهاد درى است از درهاى بهشت كه خداوند آن را به روى دوستان خاص خود گشوده است نبرد در راه خدا، لباس تقوا وزره محكم وسپر قابل اطمينانى است گروهى كه جهاد را ترك كنند لباس ذلّت وخوارى بر اندامشان پوشانيده مى شود، بلاها آنها را فرا مى گيرد».
در جنگ جمل پرچم را به دست فرزند عزيز خود «محمد حنفيه» داد و او را با جمله هاى زير خطاب نمود:
«تزول الجبال ولا تزل، عضّ على ناجذك، أعر اللّه جمجمتك، تِدْ فى الأرض بقدمك، ارم ببصرك أقصى القوم ، وغضّ بصرك، واعلم انّ النصر من عند اللّه سبحانه».[٢]
«در جبهه جنگ از كوه پابرجاتر باش، دندان روى دندان بگذار و فشار ده، كاسه سرت را در راه خدا عاريت ده. پاى خود را مانند ميخ در زمين بكوب. ديده ات را به آخر لشكر بدوز، از نگاه به دشمن وخيره شدن در او بكاه، وبدان كه كمك
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٦، چاپ عبده.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١١، چاپ عبده. لفظ«تِدْ» صيغه امر از «وَتَدَ، يَتِدُ» است.