منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٠
لذت بخش است كه استقلال ملّت محفوظ بماند و اسارت سايه شوم خود را بر سر آنها نيافكند. ملّتى كه به موقع دست به جهاد نزنند وبه خاطر چند خروار گندم وجو وخرما دست روى دست بگذارند وجاده را براى ورود دشمن وحمله ناگهانى او بازگذارند. هرگز در آينده از استقلال مالى واقتصادى برخوردار نخواهند شد.
عقل وخرد مى گويد در چنين مواقع بايد از محصول وخرما و تمام درآمد يكسال چشم پوشيد ودر سايه استقلال سياسى به استقلال اقتصادى نيز رسيد. ولى متأسفانه خرد آنها اين حقيقت را درك نكرد. سود موقت را بر سود دايم مقدّم داشتند.
حبّ دنيا چنان دامنگير اينها شد كه براى حركت خود به جبهه امروز و فردا كردند كه ناگهان خبر مراجعت موفقيت آميز پيامبر (صلى الله عليه وآله) در مدينه پيچيد. اين سه نفر از كرده خود آنچنان پشيمان بودند كه حد نداشت. براى جبران به استقبال رسول خدا رفتند و سلام عرض كردند وتبريك گفتند. ولى پيامبر (صلى الله عليه وآله) اعتنايى نكرد وپس از ورود به مدينه تصميم خطرناكى در باره آنها گرفت ودستور داد كه مسلمانان همه گونه روابط خود را با آنان قطع كنند. زنان آنها حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله) آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا آيا ما نيز در اين باره تكليف ووظيفه اى داريم؟ فرمود آرى، لازم است در خانه هاى آنها بمانيد، امّا با آنان همبستر نشويد.
اعتصاب عمومى در حقّ سه نفر اعلام گرديد. نخستين مبارزه منفى در اسلام به مرحله اجرا گذارده شد. سياست خردمندانه پيامبر (صلى الله عليه وآله) كه جزء لاينفك آيين او بود، نقش عجيبى داشت تجارت وبازار متخلّفان از جهاد، راكد ماند. اجناس آنها بفروش نرسيد نزديكترين افراد آنها از سخن گفتن با آنها امتناع كردند وبه تعبير قرآن: (ضاقَتْ عََلَيْهِمُ الأَرْضُ بِما رَحُبَتْ)، سرزمين پهناور مدينه براى آنها مانند قفس گرديد. روح وروان آنان در فشار سختى قرار گرفت چنان كه مى فرمايد:(وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ) .
اين سه نفر به حكم خرد باكمال فراست فهميدند در محيط اسلامى،، زندگى