منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٥
«فَإذا أمرتكم بالسّير إليهم في أيّام الصيف قلتم هذه حمارَّة القيظ، أمهلنا ينسلخ عنّا الحرّ وإذا أمرتكم بالسير إليهم في الشتاء قلتم هذه صبارّة القُر أمهلنا ينسلخ عنا البرد، كلّ هذا فراراً من الحرّوالقرفإذا كنتم من الحرّ و القرّ تفرّون فأنتم واللّه من السيف أفر يا أشباه الرجال ولا رجال».[١]
«هرگاه در فصل تابستان به شما گفتم به جنگ آنها رويد، گفتيد حالا موقع گرماى شديد است، بگذار تا گرما برطرف شود، وچون در وقت زمستان به شما امر كردم كه براى نبرد آنان بيرون رويد گفتيد اكنون هنگام سختى سرما است،صبر كن تا سرما بگذرد! تمام اين بهانه ها از گرما وسرما براى فرار از جنگ است، اگر از گرما وسرما گريزان باشيد، به خدا قسم از شمشير گريزنده تريد. اى افرادى كه به ظاهر مرد هستيد ولى مردانگى نداريد!»
روانشناسان توسّل به اين عذرهاى كودكانه را گواه بر تزلزل خاطر وبى ارادگى مى دانند ومعتقدند كه چنين افرادى در هيچ زمانى گامى به پيش نمى گذارند، افرادى بى مصرف وعاطل وباطل مى گردند، شايسته اين افراد همانست كه در آيه هشتاد ودوّم فرموده است كه بر روزگار سياه خود بگريند و كمتر بخندند.
وظيفه فرمانده سپاه با اين افراد
چنين افراد سست عنصر وبى اراده وبى علاقه به هدف، هرگز به درد جهاد نمى خورند. هر آنى فكر فرار وتخليه سنگر، در مغز خود مى پرورانند روى اين اصل در آيه هشتاد وسوم به پيامبر (صلى الله عليه وآله) دستور مى دهد كه افراد مزبور حقّ حضور در جنگ ندارند، زيرا آنان در گذشته آزمايش خوبى ندادند چنانكه مى فرمايد:(فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ)[٢] :«بايد مانند بازنشستگان از حضور خوددارى كنند».
آيات وارده در اين مورد:
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٧.
[٢] سوره توبه، آيه٨٣.