منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٠
«سوگند به آن كسى كه پيامبر را به حق فرستاده، به راستى كه درهم آميخته مى شويد ودر غربال امتحان از هم جدا مى گرديد، وبرهم زده مى شويد، مانند برهم زدن كفگير، آنچه را كه در ديگ طعام است به وقت غليان وجوشش، تا اينكه پست ترين شما به مقام بلنديرين شما، وبلندترين شما به مقام پست ترين شما بازگشت نمايد».
دقّت در مفاد آيات به خوبى مى رساند كه اعضاى اين حزب از بىوجدانترين افراد بودند، زيرا در تمام مجامع دينى حضور بهم مى رساندند و در همه جا به ديانت وايمان تظاهر مى نمودند، و به همين لحاظ در همه جريانهايى كه به نفع آنها تمام مى شد، بهره كافى از غنايم جنگى مى بردند. ودر نبردهايى شركت مى كردند كه پيروزى مسلمانان در آن قطعى بود و چندان نيازى به طىّ مسافت نداشت. در چنين موارد با مسلمانان به منظور منافع مادّى همكارى مى نمودند، ولى در نبردهايى كه به پيمودن راههاى سخت، آن هم در هواى گرم وسوزان، نياز داشت، هرگز شركت نمى كردند. از آنجا كه كوچكترين علاقه اى به ايمان واسلام در كار نبود، از سقوط حكومت جوان اسلام باكى نداشتند.ولى براى حفظ ظاهر، عذرهايى مى آوردند كه دست كم از اعتذارهاى قوم موسى نداشت، آيه ٤٢ سوره توبه مى رساند كه علّت سرپيچى اينها اين بود كه راه تبوك دور بوده و منافع متيقّن آنان در مدينه، با منافع مشكوك در جبهه جنگ تزاحم داشته از اين نظر تقاعد را در مدينه بر خروج ترجيح دادند و اين كه مى گويند كه ما قدرت ونيرو نداريم، دروغ مى گويند زيرا اگر مصمم مى شدند مقدّمات مسافرت را آماده مى ساختند چنانكه در سوره توبه مى فرمايد:(وَلَوْ أَرادُوا الخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَهُ) : «اگر تصميم شركت د رجهاد داشتند براى آن لوازمى تهيّه مى كردند» ولى از اوّل خيال سرپيچى از فرمان رسول خدا داشتند.
نشانه هاى ايمان ونفاق
آيه هاى ٤٤ و٤٥ سوره توبه نشانه واضحى براى تشخيص مؤمن از منافق بيان