منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥
از روى عدالت ميان شماها تقسيم گردد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) همه بيت المال را ميان مسلمانان قسمت كرد و خمس بيت المال را كه مخصوص خود او بود، ميان سران قريش كه تازه اسلام آورده بودند تقسيم نمود وبه «ابوسفيان» وپسر او «معاويه» و« حكيم بن حزام» و«حارث بن حارث» و «حارث بن هشام» و «سهيل بن عمرو» و «حويطب بن عبد العزى» و «علاء بن جاريه» و... كه همگى تا ديروز از سران شرك وكفر و از دشمنان سرسخت محمّد (صلى الله عليه وآله) بودند، شتران زيادى داد. همچنين، به گروهى كه موقعيت آنها نسبت به گذشتگان كمتر بود، پنجاه شتر داد و آنان به وسيله اين بخششهاى گران، تحت تأثير عواطف ومحبتهاى پيامبر (صلى الله عليه وآله) قرار گرفتند وخواه ناخواه به سوى اسلام كشيده شدند اين دسته را در فقه اسلامى «مؤلفة القلوب» مى نامند ويكى از مصارف زكات اسلامى همين دسته مى باشد.[١]
ابن سعد[٢] صريحاً مى نويسد: كه اين بذل وبخشش همگى از خمسى بود كه شخصاً متعلّق به خود پيامبر بود. هرگز دينارى از حقوق وسهام ديگران در راه تأليف قلوب اين گروه خرج نگرديد.
بذل وبخشش پيامبر (صلى الله عليه وآله) بر جمعى از مسلمانان وبخصوص برخى از انصار سخت گران آمد، آنان كه به مصالح عالى عطاياى پيامبر (صلى الله عليه وآله)واقف نبودند، تصوّر مى كردند كه تعصب خانوادگى، پيامبر را واداشت كه خمس غنيمت را ميان خويشاوندان خود تقسيم كند حتى مردى از قبيله «بنى تميم» به نام «ذو الخويصرة» گستاخى را به جايى رساند كه رو به پيامبر (صلى الله عليه وآله) كرد وگفت: امروز در تقسيم غنايم راه عدالت را پيش نگرفتيد، پيامبر از سخن گستاخانه اين مرد سخت ناراحت شد وآثار خشم در چهره اش آشكار گشت وگفت: واى بر تو اگر عدالت وانصاف پيش من نباشد، پس پيش چه كسى خواهد بود. خليفه دوّم از پيامبر خواست كه اجازه دهد او
[١] سيره ابن هشام، ج٣، ص ٤٩٣.
[٢] طبقات، ج٢، ص ١٥٣.