منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١
جهت تمام تيره هاى دو قبيله، دست وحدت به هم دادند وجوان مصّمم وبا اراده اى را به نام «مالك بن عوف» به فرماندهى برگزيدند. شوراى نظامى دشمن تصويب كرد كه پيش از آنكه سپاه اسلام به سراغ آنها بيايد آنها به استقبال سپاه بروند. براى احياء روح حماسى وپايدارى در مردان، زنان واحشام را همراه خود آوردند ودر پشت سر قرار دادند تا انديشه فرار در مغز كسى خطور نكند، حتى به اين نيز اكتفا نكردند جاسوسانى به سوى «مكه» فرستادند تا از پايه آمادگى رزمى دشمن اطلاعاتى به دست آورند.
فرمانده تصميم گرفت كه كمى افراد وضعف قدرت رزمى خود را از طريق اعمال نيرنگ نظامى وبه كار بستن اصل «غافلگيرى» جبران نمايد،از اين جهت نيروى نظامى خود را در انتهاى درّه اى كه به سرزمين «حنين» منتهى مى شد، فرود آورد و همه را در نقاط مرتفع درّه، پشت صخره ها و سنگها و شكاف كوهها، مخفى ساخت تا به هنگام ورود ارتش اسلام به گذرگاه، همگى از كمينگاه هاى خود بيرون آيند، و واحدهاى اسلام را زير رگبار تير و سنگ گيرند سپس گروهى مخصوص ازمخفيگاههاى خود بيرون آيند ودر پناه تيراندازان، سپاه اسلام را از دم تيغ بگذرانند.
ارتش اسلام در حالى كه دو برابر نيروى دشمن بود، صبحگاهان به فرماندهى «خالد» وارد درّه گرديد وپيامبر اسلام از پشت سر حركت مى كرد، وقتى قسمت اعظم سپاه اسلام وارد گذرگاه عميق وتنگ شد، دشمن با خروج از كمينگاهها، برنامه خود را پياده كرد، حمله غافلگيرانه آنچنان بى نظمى و وحشت در سپاه اسلام پديد آورد كه منافقان سپاه گفتند، سحر باطل شد.
پايدارى پيامبر (صلى الله عليه وآله) وگروه فداكار
فرار وگريز مسلمانان، كه علّت آن، وحشت وحكومت هرج ومرج بر سپاه بود، پيامبر (صلى الله عليه وآله)را سخت متأثّر كرد. او احساس كرد كه كه اگر لحظه اى تأخير كند محور تاريخ دگرگون شده وجامعه بشرى مسير خود را عوض مى كند وسپاه شرك سپاه