منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨
پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: «ولا يسرقن» دزدى نكنند. هند گفت: ابوسفيان مرد خسيسى است ومن مقدارى از مال او را برداشته ام آيا براى من حلال است يا حرام پيش از آنكه پيامبر پاسخ بگويد، شوهرش ابوسفيان گفت: گذشته را بر تو حلال كردم در اين موقع پيامبر (صلى الله عليه وآله)خنديد، زير از پاسخ ابوسفيان او را شناخت وبه او گفت تو هند دختر «عتبه »هستى؟ گفت: بلى اى پيامبر، خدا ما را ببخشد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: «ولا يزنين» زنا نكنند هند گفت آيا زن آزاد تن به فحشا مى دهد؟(در اين موقع«عمر بن خطاب» لبخند زد زيرا در دوران جاهليت با او رابطه داشت) پيامبر فرمود: «ولا يقتلن أولادهن» فرزندان خود را نكشيد هند گفت: در كوچكى آنها را تربيت كرديم، وقتى بزرگ شدند، شما آنها را كشتيد(اشاره به قتل فرزند خود «حنظله» كه در جنگ بدر، به دست على بن ابى طالب كشته شد. در اين لحظه «عمر» خنديد وعقب عقب رفت وپيامبر نيز تبسم كرد».
پيامبر فرمود:(ولا يأتين ببهتان) هند گفت به خدا سوگند تهمت قبيح است و ما را به رستگارى و اخلاق نيكو دعوت مى نماييد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود:(وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوف) در كارهاى نيك با تو به مخالفت برنخيزند هند گفت ما در مقامى ننشسته ايم كه تصميم بر مخالفت با تو بگيريم.[١]
در فتح مكه، پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)سخنانى دارد كه به تفصيل در كتابهاى سيره وتاريخ وارد شده است وچون بحث ما كاملاً قرآنى است از بازگويى آنها، خوددارى مى كنيم.[٢]
***
[١] مجمع البيان، ج٥، ص ٢٧٦.
[٢] به فروغ ابديت، ج٢، ص ٣٤٢ـ ٤٣٠ مراجعه فرماييد.