منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤
بر آيه نخست اين سوره حاكم است زيرا آيه نخست، برقرارى هر نوع رابطه دوستى را با همه كافران ممنوع مى شمرد در حالى كه آيه هاى هشتم ونهم آنان را به دو گروه تقسيم مى كند، نهى از تولى را مخصوص يكى از دو گروه كه در اصطلاح فقهى «محارب» ناميده مى شوند، مى داند وگروه دوّم را كه در همان اصطلاح به آنان «ذمى» و«مهادن» و «متصالح» مى گويند، مجاز مى شمرد.
ب: در باره گروه ذمى ومهادن آيا برقرارى همه نوع دوستى وابراز همه گونه محبت جائز وشايسته است يا محدود به خوش رفتارى وعدالت پيشگى مى باشد وبه ديگر سخن: آيا اين روابط بايد در حدّروابط تجارى وسياسى وبه تعبير خود آيه (أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ) خلاصه گردد يا دائره آن گسترده تر است ظاهر آيه با احتمال نخست موافق است زيرا رفتار با فردى در حدّ يك برادر كه از خلوت وجلوت انسان آگاه ودر راه او همه نوع فداكارى كند، مخصوص مسلمان است نه كافر.
ج: برخى از مفسّران احتمال مى دهند كه آيه هشتم، منسوخ «آيه سيف» باشد كه در سوره توبه وارد شده است آنجا كه مى فرمايد:
(فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ).[١]
«مشركان را هركجا پيدا كرديد بكشيد آنان را بگيريد ومحاصره نماييد».
ولى اين انديشه بسيار سست وناتوان است زيرا آيه «سيف» مخصوص محارب است در حالى كه آيه مورد بحث مربوط به «معاهد» و«ذمى» و«مهادن» است در اين صورت معنى ندارد كه آيه اى ناسخ آيه اى باشد كه دو موضوع متغاير دارند.
به ديگر سخن: آيه وارده در سوره برائت مربوط به افرادى است كه هيچ گونه عهد وپيمانى با مسلمانان نداشته ودر صورت داشتن، آن را زير پا نهاده باشند چنانكه مى فرمايد:
[١] سوره توبه، آيه ٥.