منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٨
بود و لذا قرآن در آيه چهارم اين سوره اين گونه افراد را كم فهم و بى خرد شمرده است.
او نه تنها در اين قسمت از آداب معاشرت، از بيگانگان وعربهاى بيابانى ناراحتى داشت، بلكه برخى ازياران واصحاب نزديك آن حضرت هم، ادب سخن را در محضر وى مراعات نمى كردند.
بخارى محدّث معروف جهان تسنن مى نويسد: هيئتى به نمايندگى از قبيله«بنى تميم» وارد مدينه شد، هر كدام از ابى بكر و عمر، شخصى را براى ملاقات با آنها معيّن نمودند، اختلاف آنان در تعيين آن فرد منجر به مشاجره شد و داد و فرياد آنان در محضر پيامبر (صلى الله عليه وآله)باعث رنجش خاطر او گرديد براى جلوگيرى از تكرار اين حركات ناشايست در محضر آن پيشواى بزرگ، آيه دوّم و سوّم نازل گرديد و اين عمل را آنچنان بد شمرد كه نتيجه آن «حبط» اعمال معرفى كرديد[١].
اصولاً بايد ديد چرا اين نوع بى احترامى در محضر پيامبر سبب نابودى پاداش اعمال مى گردد؟علّت آن است كه توقير واحترام از نظر ظاهر حتى طرز با او ويا با فرد ديگر، حاكى از يك احترام باطنى نسبت به پيامبر مى باشد و ناگفته پيداست حركات و اعمال ما زاييده عقيده ومراتب ايمان ماست، در اين صورت يك چنين حركات ناشايست وبى اعتنايى به چنين شخصيت، از بى اعتنايى قلبى به شخص پيامبر و مقدّسات مذهبى، حكايت مى نمايد.
اين احترامات مخصوص زمان پيامبر نيست: اگر پيامبر در حال حيات احترام دارد پس از وفات نيز همان احترام را خواهد داشت ، حتى موقعى كه عايشه در شهادت حسن بن على(عليهما السلام) در كنار قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله)سر و صدا به راه انداخت و به كمك دسته اى از دفن فرزند پيامبر كنار قبر جدّش جلوگيرى به عمل آورد، حسين بن على(عليهما السلام) براى خاموش كردن وى اين آيه را خواند:
[١] التاج، ج٤، ص ٢١٣ـ ٢١٤.