منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٥
است كه پيوند ايمانى خود را با خدا، و ارتباط روحى خود را با پيامبر نبريده باشند، واين كار در پرتو شفاعت انجام مى گيرد.
روايات اسلامى نيز آيه را به شفاعت پيامبر تفسير كرده است و از ابن عباس نقل مى كنند كه او گفته است «رِضاهُ أَنْ تَدْخُلَ أُمَّتُهُ الجَنَّةَ: رضايت او در اين است كه امّت خود را وارد بهشت سازد».
دلايل شفيع بودن پيامبر منحصر به اين آيات نيست بلكه در اين مورد آياتى داريم كه به مسلمانان دستور مى دهد كه حضور پيامبر برسند و از او بخواهند كه در باره آنان از خدا طلب آمرزش كند، از آنجا كه درباره اين آيات، در بخش وظايف مسلمانان نسبت به پيامبر بحث و گفتگو خواهيم نمود از اين جهت سخن را در اينجا كوتاه نموده و از حضرت حق جَلَّ و علا خواهانم كه ما را مشمول شفاعت خاتم پيامبران قرار دهد. واگر خداى ناخواسته مشمول شفاعت او قرار نگيريم، بايد از خود برنجيم نه از خواجه روز قيامت!.[١]
٨ـ رؤوف و مهربان
يكى ديكر از ويژگيهاى پيامبر، علاقه و رأفت ومهربانى او به جامعه با ايمان است قرآن در اين باره مى فرمايد:
(لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ) (توبه/١٢٨).
«پيامبرى از خود شما به سويتان آمد، كه مشقّت و رنجهاى شما بر او سخت و گران است، بر ايمان آوردن شما ، حريص و علاقمند، به مؤمنان رؤوف و مهربان است».
[١] به قول سعدى:
گر خواجه شفاعت نكند روز قيامت *** بايد كه ز مشاطه نرنجيم كه زشتيم