منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٩
ايده مذهبى، در گرو آثار تربيتى و سازندگى آن است ـ لذا ـ اگر يك ايده مذهبى در اين مسير قرار نگيرد، آن را از مسائل درجه دو مذهبى مى شمارند و احياناً خود را موظف به غور و بحث در آن نمى دانند.
روى اين لحاظ براى نشان دادن اهميت بحث واين كه اصل «شفاعت» حتى روى مقياسى كه آنان براى درجه بندى مسائل مذهبى ترتيب داده اند، از مسائل درجه يك مى باشد، بحث درباره آثار تربيتى و اصلاحى آن را بر ديگر بحثها مقدّم داشته ابتدا در اين مورد به بحث و گفتگو مى پردازيم.
شفاعت مايه اميدوارى است: اعتقاد به شفاعت پديد آورنده اميد در دل گنهكاران، ومايه بازگشت آنان در نيمه زندگى، به سوى خدا است، واگر حقيقت شفاعت درست مورد بررسى قرار گيرد، خواهيم ديد كه اعتقاد به شفاعت اولياى خدا، نه تنها مايه جرأت و موجب سرسختى با خدا نمى باشد، بلكه سبب مى شود كه گروهى به اميد اين كه راه بازگشت به سوى خدا به روى آنان باز است، تا توانند به وسيله اولياى خدا، آمرزش الهى را نسبت به خود جلب كنند، از عصيان و سركشى و سرسختى دست برداشته و به سوى حق باز گردند.
نه تنها شفاعت در زندگى انسانها اين نقش را بر عهده دارد، بلكه پذيرش توبه، ودر سطح وسيعتر، موضوع «انتظار فرج» واميد به بهبود وضع آينده اجتماع، از عوامل سازنده اى است كه براى دگرگون ساختن اوضاع ونابسامانى هاى بشر بهانسان نيرو بخشيده و او را از محيط تيره و تار يأس و نوميدى، به فضاى روشن رجا و اميدوارى وارد مى كند.
اعتقاد به شفاعت اولياى خدا(البته با شرايط خاصى) در باره گنهكاران، سبب مى شود كه فرد گنهكار معتقد گردد كه وى از اين به بعد مى تواند سرنوشت خود را دگرگون سازد و اعمال ديرينه وى طورى نيست كه براى او يك سرنوشت شوم قطعى و غير قابل تغيير ساخته باشد، بلكه او از همين حالا به كمك اولياى خدا و تصميم راسخ خود بر اطاعت وفرمانبردارى از خدا، مى تواند سرنوشت خود را عوض كند، و