منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٨
را در فساد وناپاكى گذرانده است ولى بر اثر برخورد با صالحان وپاكان، جرقه اى در دل او روشن مى گردد، و انقلابى در او پديد مى آيد، و او را انسان ديگرى مى سازد. مشابه اين جريان را در باره انسان هاى اخروى بينديشيم، انسان هايى كه در روح وروان آنان آلودگى وجود دارد ولى در عين حال نيروى جهش به سوى كمال از روان آنان به كلى رخت بر نبسته است، در اين موقع بر اثر برخورد با شخصيتهاى سازنده الهى و قرار گرفتن در حوزه نورانيت انسان هاى نورانى، يك نوع دگرگونى در وجود آنان رخ مى دهد وجرقّه انقلاب و جهش به سوى كمال در روح و روان آنان روشن مى گردد.
اين تصوير نارسا وكمرنگى از حقيقت شفاعت اخروى است كه به وسيله شافعان راستين به اذن الهى انجام خواهد گرفت وتا خود به آن گام ننهيم، به حقيقت آن واقف نخواهيم شد.
بايد در باره شفاعت همانطور بينديشيم كه در باره توبه و ندامت مى انديشيم، جاى شك نيست كه توبه وندامت از اعمال گذشته با شرايطى كه گفته شده است انسان را شستشو داده وجرّقه انقلاب را در كانون وجود انسان روشن مى سازد، وهرگز كسى نگفته است كه تشريع توبه مايه جرأت تبهكاران مى گردد. همچنين نبايد موضوع اعتقاد به شفاعت را مايه جرأت و وسيله گسترش گناه بينديشيم، بلكه بايد آن را روزنه اميدى به سوى بازگشت به طهارت و پاكى تلقى كنيم.
سازندگى و آثار تربيتى اعتقاد به شفاعت: از آنجا كه در اين گفتار، حقيقت شفاعت را به طور فشرده بيان كرديم، شايسته است كه در مورد آثار تربيتى وخصوصيات اين ايده مذهبى بحث كنيم:
هرچند از نظر بحثهاى كلاسيكى لازم بود كه قبلاً، دلائل شفاعت پيامبر را از نظر قرآن مورد بحث و بررسى قرار دهيم سپس به آثار تربيتى آن بپردازيم زيرا تا وجود چيزى از نظر عقل و نقل ثابت نگردد، بحث درباره آن جنبه فرضى خواهد داشت.
امّا چون امروز از ديد بسيارى از خوانندگان، اهميت و لزوم بحث درباره يك