منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٧
مسلمانها با خدا، ونيز در كنار قبر پيشوايان بزرگ اسلام، دلها و انديشه هاى افراد گنهكار، به سوى شفيعان درگاه الهى كشيده مى شود و از آنان مى خواهند كه از پيشگاه خداى بزرگ بخواهند تا مورد عفو و رحمت الهى قرار گيرند.
يك چنين عقيده راسخ و پابرجايى، نمى تواند ساختگى وغير اصيل باشد، قطعاً توجه جامعه اسلامى به سوى اين عقيده معلول ورود آن در قرآن مجيد و احاديث اسلامى است،زيرا معنى ندارد يك جمعيت يك ميليارد نفرى بخصوص دانشمندان آنها به دنبال عقيده اى بروند كه هرگز در كتاب آسمانى و مدارك دينى آنها وارد نشده باشد.
البته بايد اعتراف كرد كه اين مسئله اصيل اسلامى بسان برخى ديگر از معارف بلند آن، با برخى از پيرايه هاى غلط همراه شده است و از همين رو، بر دانشمندان است كه مردم را در اين زمينه روشن سازند و مطالب اصيل اسلامى را از غير آن جدا نمايند.
مسئله شفاعت وكمك كردن موجود عالى به فرد پايين ، غير از مسئله پارتى بازى و وسيله تراشى ظالمانه دستگاههاى بشرى است، حالا اگر يك فرد نا اهل يا گروه غير وارد، اين اصل اسلامى را از محور صحيح آن منحرف كرده ، وچهره ا ن را كريه ساخته اند، مربوط به انديشه صحيح اسلامى نيست.
البته برخى شايد چنين تصوّر كنند كه روز رستاخيز شافعان راستين الهى، يزيدها و حجاج ها و چنگيزها را زير بال و پر شفاعت خود قرار خواهند داد، وهمه آنان را حوزه معنويت و نورانيت شافعان بهره مند گرديده، و در كانون وجود آنان جهشى به سوى پاكى پيدا خواهد شد.ولى آنان در اين انديشه سخت در اشتباهند، زيرا شفاعت شافعان واقعى از آن كسانى است كه روح و روان آنان نيروى جهش به سوى كمال و پاكى باشد، ولى كسانى كه در سراسر وجود آنان نقطه قوّت و كمالى پيدا نمى شود، هرگز نورانيّت شافعان، وجود تاريك آنان را روشن نخواهد كرد.
بايد در باره شفاعت چنين بينديشيم:مردى را فرض كنيم كه پاسى از عمر خود