منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٧
مراتب عطوفت ومهربانى رسول گرامى (صلى الله عليه وآله)در فتح مكه به روشنى تجلّى نمود، آنگاه كه بر مردم مكه كه ساليان درازى او را اذيت كرده و نبردهاى خونينى بر ضدّ او به راه انداخته بودند، دست يافت ـ در چنين شرايطى ـ رو به آنان كرد وگفت:«ما ذا تقولون؟ و ما ذا تظنُّون: چه مى گوييد و چه درباره من مى انديشيد؟» مردم اسير وبهت زده ناگهان به ياد جوانمردى و بزرگوارى و خُلق عظيم او افتادند و همگى گفتند:«لانَظُنٌّ إِلاّ خيراً أَخٌ كَريمٌ وَ ابنُ أَخ كَريم»: جز نيكى در باره تو نمى انديشيم، تو را برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود مى دانيم» در اين لحظه موجى از رحمت سراسر مردم مكه را فرا گرفت رو به همگان كرد و فرمود: «لا تَثريبَ عَلَيْكُمُ الْيَومَ يَغْفِرُ اللّه لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمينَ.امروز سرزنشى بر شما نيست، خدا همگان را مى بخشد او بخشاينده است» سپس افزود وبا اين كه رسالت مرا تكذيب كرديد و مرا از خانه ام بيرون ساختيد ولى با اين همه، من بند بردگى از گردن شما باز مى كنم واعلام مى كنم كه:«إِذْهَبُوا و َ أَنْتُمُ الطُّلَقاءُ: برويد! همه شما آزاد شده هستيد».[١]
خوى زيبا وعطوفت و انسان دوستى پيامبر پيوسته زبانزد جهانيان در طول قرون بوده و سرايندگان اسلامى كه به مدح وثناى او پرداخته اند، غالباً بر اين شيوه اخلاقى او تكيه كرده اند; ابوعبد اللّه شرف الدين بوصيرى متوفاى ٦٩٤ كه از مشاهير شعرا و ادباى قرن هفتم است، در مدح حضرت صاحب رسالت قصيده معروفى به نام«قصيده برده»[٢] دارد و در آن بر اين شيوه اخلاقى اشاره مى كند ومى گويد:
فاقَ النَّبِييّنَ في خَلْق وَفي خُلْق *** وَ لَمْ يُدانُوهُ في عِلْم وَ لا كَرَم
أَكْرِمْ بِخَلْقِ نَبي وَ إِنَّهُ خُلِقَ *** بِالْحُسْنِ مُشْتَمِل بِالبِشْرِ مُتَّسِمِ
«بر تمام پيامبران از نظر آفرينش و خوى برترى يافت و هيچ كدام در دانش و
[١] مغازى واقدى، ج٣، ص ٨٣٥ ; بحار الأنوار، ج٢١، ص ١٠٧، ١٣٢.
[٢] قصيده «برده» از سروده هاى بس معروف جهان اسلام است كه بر آن شروح زيادى نوشته شده است وشايسته هر انسان عربى دان است كه آن را حفظ كند.