منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٤
را بر سعى و تلاش، و تفوق بر مشكلات وادار مى سازد و غبار خستگى را از چهره جان او پاك مى كند واگر مدير از درون، به كارى كه براى آن گمارده شده است، احساس علاقه نكند، چنين مديريتى فاجعه انگيز است.
قرآن به علاقه قابل تحسين پيامبر بر هدايت مردم تصريح مى نمايد:
(فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً) (كهف/٦).
«شايد جان خود را به دنبال آنان آنگاه كه به رسالت تو ايمان نياورند از دست بدهى!».
اين جمله حاكى از نهايت علاقه يك طبيب اجتماعى است كه در راه مداواى بيمار خود تا آن حد مى كوشد كه در پرتگاه هلاك ونابودى قرار مى گيرد و در آيه ديگر مى فرمايد:
(وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُنْ فِي ضيق مِمّا يَمْكُروُنَ)(نمل/٧٠).
«برگستاخى كافران غم مخور، از مكر و حيله آنان بر خود فشار مده».
بازمى فرمايد:
(فَلا تَذْهَبْ نَفْسَكَ عَلَيْهِمْ حَسَرات إِنَّ اللّهَ عَليمٌ بِما يَصْنَعُونَ) (فاطر/٨٠).
«جان خود را بر اثر شدّت تأسّف بر آنها از دست مده، خداوند از آنچه كه انجام مى دهند آگاه است».
(فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ)(يس/٧٦).
«سخنان آنان تو را غمگين مسازد، ما از كارهاى پنهانى و آشكار آنان آگاهيم».
آيات در اين مورد كه حاكى از علاقه عميق و فزون از حدّ اين رهبرى آسمانى به هدايت امّت خود است بيش از اينها است و ما براى فشرده گويى به همين اندازه