منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٢
درويشى، خوش بينى را با احتياط لازم، به هم آميزد، وبا روانشناسى و موقع شناسى كامل در هر فرصتى ابزار مناسب آن را به كار گيرد.
اگر در رهبر يك سلسله صفات مثبت لازم است پيراستگى از يك رشته اوصاف منفى نيز دست كمى از لزوم صفات مثبت ندارد. مثلاً آدمى كه تحمّل انتقاد و شنيدن عقيده مخالف را ندارد و در مشكلات فاقد شكيبايى لازم است وبر او روح «قبضه كردن مناصب و توقع اطاعت كوركورانه ديگران» حكم فرما است، رهبرى او زيانبار و فاجعه انگيز است چه بهتر به اصلاح خويش بپردازد، آنگاه در باره «قيادت» بينديشد.
نايابى و عدم اجتماع يك چنين اوصاف مثبت ومنفى، مسئله رهبرى را به صورت «كبريت احمر» در آورده و با مشكلاتى فراوان روبرو ساخته است و به خاطر همين پيچيدگى است كه بشر امروز در حلّ امور مربوط به رهبرى به تشكيل كنگره ها، سمينارها وشوراها و كنفرانسهاى ميهنى و بين المللى دست زده و خواسته است از اين طريق گره رهبرى را بگشايد.
اگر مسئله رهبرى، امروز مورد توجه جهان غرب گرديده، از دير باز پيشوايان بزرگ اسلام، بحثهاى پربار و مهم درباره آن انجام داده اند كه نمونه هاى آن را در فرمان امام على (عليه السلام) به مالك و وصيّت او به فرزندش اما م حسن (عليه السلام)، وپيام فشرده اش به محمد بن ابى بكر مشاهده مى كنيم.
اگر در رهبرى اجتماعى با كلاف سر در گمى روبرو هستيم و هر چه بيشتر سعى مى كنيم، شايستگان آن مقام را كمتر مى يابيم، در مسئله «قيادت الهى» كه در انسانهايى به نام پيامبر و رسول تجلّى مى كند و مهندسى انسانها را در تمام شئون زندگى اعم از مادّى و معنوى بر عهده مى گيرند، با مشكل دو چندان يا ده و صد چندانى روبرو مى باشيم، زيرا تحمّل مسئوليت عظيم الهى آنچنان امتيازات بزرگ و برجستگيهاى فزون از حد لازم دارد كه دارندگان آنها را از نظر قدرت به صورت عنقاى مغربى درآورده به طورى كه گاهى در ميان امّت بزرگ فقط يك نفر شايسته آن مقام