منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٥
١٠ـ «ابن خلدون» فيلسوف ومورخ مشهور در «مقدمه» مى نويسد:
امّا مهر كردن نامه ها وسندها ميان زمامداران پيش از اسلام وبعد از اسلام مرسوم و معروف بوده است وبخارى ومسلم در صحيح خود نقل كرده اند كه :هنگامى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مى خواست نامه اى براى زمامدار روم بنويسد ياران آن حضرت يادآورى نمودند كه زمامداران، نامه اى را كه مهر نشده باشد، قبول نمى كنند، حضرت دستور داد انگشترى از نقره ساختند وروى آن نقش نمودند «محمّد رسول اللّه» و از آن پس آن حضرت نامه هاى خود را با آن انگشترى مهر مى كرد.
سپس ابن خلدون مى افزايد:
«در زبان عربى مى گويند:«خَتَمْتُ الأَمْرَ» يعنى به آخر آن رسيدم ونيز مى گويند «خَتَمْتُ الْقُرآنَ» يعنى قرآن را تا آخر آن خواندم و«خاتم النبيين» يعنى آخرين پيامبر.
ونيز اضافه مى كند كه: مهر كردن نامه به وسيله خاتم وانگشترى، علامت تمام شدن نامه وبه پايان رسيدن مقصود نويسنده وصحيح بودن نوشته ونامه است و اگر نامه يا نوشته و سندى مهر نداشته باشد ناتمام است واعتبار نخواهد داشت».[١]
از اين اتّفاق نظر ميان فرهنگ نويسان زبان عربى استفاده مى شود كه واژه «خت م» يك معنا بيشتر ندارد و آن معنا «رسيدن به آخر» است وخاتم به كسر تا به معناى ختم كننده و آخر و آخرين است، وبه فتح تا يا فعل ماضى است به معناى «ختم كرد وبه آخر رسانيد» ويا اسم است به معناى آخرين ويا به معناى مهر وانگشترى كه نامه را به آن ختم ومهر مى كنند تا علامت به پايان رسيدن نامه باشد وهمه اين مفاهيم به همان ريشه برمى گردد ودر تمام استعمالات همان معناى به آخر رسيدن مقصود است.
[١] مقدمه ابن خلدون، ص ٢٦٤ـ ٢٦٥.