منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٣
ختم به معناى مهر كردن است و در زبان عربى مى گويند: «خَتَمَ عَلى قَلْبِهِ» يعنى قلب و دل او را جورى كرد كه چيزى نفهمد و روحيات بد او از او خارج نشود(مثل ظرف مهر كرده اى كه نه چيزى از آن خارج مى شود ونه چيزى داخل مى شود) وباز مى گويند:«خَتَم الشيءَ» يعنى به آخر آن چيز رسيد.
و «خِتام» بر وزن كتاب به گِلى گفته مى شود كه به وسيله آن درهاى ظرف و شيشه را مهر مى كنند و «خاتم»به آن چيزى گفته مى شود كه روى آن گِل زده مى شود وبه معناى «انگشترى» هم آمده است.[١]
در زمانهاى سابق بيشتر افراد نام خود را روى انگشترى نقش مى كردند وهمان انگشترى، مهر آنها بود كه به وسيله آن نامه ها ونوشته هاى خود را مهر مى كردند پس «خاتم» به معناى انگشترى هم، از همان ريشه «ختم» به معنى مهر كردن وبه آخر رسانيدن گرفته شده است.
٤ـ «جوهرى»در لغتنامه خود مى نويسد:
ختم به معناى رسيدن به آخر و «اِخْتَتَمَ» در مقابل «اِفْتَتَحَ» است; يعنى افتتاح به معناى شروع كردن وآغاز كردن وبازكردن واختتام به معنى به پايان رساندن وتمام كردن وبه آخر رسيدن است و «خاتم» به كسر تا وبه فتح تا هر دو به يك معنا است و «خاتَمُ الشَيْءِ» يعنى آخر آن چيز و «خاتَمُ الأَنْبِياءَ» از القاب رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله)است.[٢]
٥ـ «ابن منظور» در لغتنامه بزرگ خود مى نويسد:
«ختام القوم» يعنى آخرين فرد قوم وخاتم از نامهاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) است وخاتم النبيين در آيه (وَ لكِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتم النبّيين)به معناى آخرين پيامبر
[١] قاموس اللغة: ج٤، ص١٠٢.
[٢] مختار الصحاح، ص١٣٠.