منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠١
اصطلاح قانون شكنى است وامّا قانونِ چه كسى آيا قانونِ خدا، يا قانون غير خدا؟ آيا قانون مطلق كه تمام انسانها را در بردارد؟ يا قانون نسبى كه از آن گروه برجسته است؟
وهرگز در لفظ ذنب خصوصيتى به نام خدا يا غير خدا يا قانون مطلق ويا نسبى نهفته نيست وبايد خصوصيات را از قرائن خارجى به دست آورد واين مطلب راه حلّ مشكل آيه است كه بعداً توضيح داده مى شود.
٣ـ غفران در لغت عرب
غفر وغفران به معنى ستر وپوشيدن است واگر به كلاهخود «مغفر» مى گويند به خاطر اين است كه سر را مى پوشاند.
عرب به موى گسترده اى كه گردن وپايين تر از آن را مى پوشاند، غفر مى گويد[١] و قريب به اين مضمون، عبارت لسان العرب است تا آنجا كه يادآور مى شود جمله «غَفَرَ اللّهُ ذُنوبَهُ» به معنى «سَتَرَ اللّهُ ذُنوبَهُ » است، البته اين لفظ در موردى به كار مى رود كه متعلّق آن نامطلوب وناپسند باشد.
٤ـ چگونه پيروزى علت مغفرت است؟
ظاهر آيه مى رساند كه «هدف» از انجام چنين فتحى اين بود كه خدا گناهان متقدّم ويا متأخّر پيامبر (صلى الله عليه وآله)را ببخشد ولى غفران ذنب در صورتى مى تواند هدف وغايت شمرده شود كه يك نوع رابطه اى ميان آن دو باشد.در صورتى كه به حسب ظاهر ميان فتح وغفران، چنين رابطه اى وجود ندارد، زيرا موفقيت پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)وچيرگى او بر دشمن مى تواند، مايه نشر وگسترش اسلام، ويا شهرت وبلندآوازگى پيامبر باشد، نه مايه بخشوده شدن گناه وى.
[١] مقاييس اللغه ، ج٤، ص ٣٨٧.