منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٠
حضرت موسى در مناجات خود با خدا، آنگاه كه او را به رسالت مبعوث ساخت وفرمان داد كه به سوى فرعون برود، چنين گفت:
(وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونَ) (شعرا/١٤): «بر گردن من گناهى دارند از آن ترسم كه مرا بكشند» ومقصود از آن، قتل «قبطى» است كه به وسيله موسى در مصر كشته شد.[١]
ودر آيه ديگر به اين ذنب به عنوان قتل نفس اشاره شده است.
(قالَ رَبِّ إِنّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُون)(قصص/٣٣):«من از آن گروه، انسانى را كشته ام از آن مى ترسم كه مرا بكشند».
بنابراين در اين كه ذنب به معنى جرم وگناه است، نبايد ترديد كرد، در قرآن اين واژه در هفت مورد وارد شده ومقصود از همه، جرم است قرآن خدا را چنين توصيف مى كند:(غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ) (غافر/٣):«بخشاينده گناهان وپذيرنده توبه ها است» ودر باره فرزندان زنده به گور شده مى فرمايد:(وَ إِذَا المَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ* بِأَيِّ ذَنْب قُتِلَتْ)(تكوير/٩) :«آنگاه كه از دختر زنده به گور شده سؤال مى شود به چه گناهى كشته شد؟» وهمچنين است موارد ديگر.
مهم اين نيست كه بدانيم معنى ذنب چيست، مهم اين است كه بدانيم كه ذنب يك معنى نسبى است كه در باره آن انظار و ديدها كاملاً ممكن است مخلتف باشد، چه بسا كردارى در نظر فرد يا گروهى جرم وگناه محسوب شود در حالى كه همان كردار در نظر فرد ويا گروه ديگر كاملاً يك كردار مطلوب به شمار رود; چه بسا كردار ورفتارى از شخص جائر مطلوب است ولى همان كردار از شخصى ديگر نامطلوب ومذموم مى باشد.
تصوّر اين كه ذنْب به معناى مخالفت با تكليف الزامى الهى است كه كيفر به دنبال داردكاملاً بى پايه است، بلكه حقيقت جرم وگناه، عصيان وطغيان وبه
[١] لسان العرب، ص ٣٨٩.