منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٨
سخن مى گويد وصلح حديبيه، سازش بود، نه پيروزى.ولى اين اشكال كاملاً قابل دفع است زيرا:درست است كه صلح حديبيه به ظاهر صلح وسازش بود نه پيروزى وغلبه بر دشمن، امّا همين صلح به اندازه اى سود به حال اسلام داشت كه فتح خيبر ومكه را بايد يكى از ثمرات آن شمرد وما نتايج چشمگير اين پيمان را در كتاب «فروغ ابديت» به صورت گسترده نوشته ايم علاقمندان به آنجا مراجعه كنند در هرحال احتمال سوم از دو احتمال نخست روشن تر است و اين احتمال را دو مطلب تأييد مى كند:
الف: آياتى در خود سوره گواهى مى دهند كه مقصود از آن صلح حديبيه است مانند:
١ـ (لَقَدْ رَضِيَ اللّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ) (فتح/١٨).
«خداوند آنگاه از مؤمنان خشنود شد كه زير درخت با تو بيعت مى كردند» واين بيعت در صلح حديبيه انجام گرفت.
٢ـ (وَ هُوَ الَّذي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكانَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيراً)(فتح/٢٤).
«او است كه دست آنان را از شما و دست شما را از آنان در سرزمين مكه بازداشت، پس از آن كه شما را برآنها پيروز كرد، خدا به آنچه كه انجام مى دهيد، بينا است».
مفسّران مى نويسند:هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)در صلح حديبيه در سرزمين «تنعيم» فرود آمد، ناگهان هشتاد يا سى جوان مسلح قرشى از طريق كوه ظاهر شدند وهدف آنان ترور پيامبر (صلى الله عليه وآله) وكشتن ياران او بود، ولى بر اثر دعاى پيامبر (صلى الله عليه وآله) كارى صورت ندادند وهمگى اسير شدند.[١]
٣ـ روشن تر اينكه در ذيل آيه بيست وهفتم پس از بيان سرگذشت حديبيه
[١] اسباب النزول ، ص ٢١٨.