منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
مفاد آن است در اين صورت در نظر برخى سخن تلويحاً دلالت مى كند كه از مخاطب رفتارى سر زده بود كه مشمول عفو الهى شد.ولى اين نظر كاملاً بى پايه است زيرا هر انسانى هرچه هم از نظر قداست وطهارت در درجه عالى وبرتر باشد، در مقام سنجش ونسبت، خود را بى نياز از عفو الهى نمى داند و «آنان كه غنى ترند محتاج ترند» و «هر كه بامش بيش برفش بيشتر» وعارفان الهى ومقربان درگاه حق، وقتى به عظمت مسئوليت خود وبزرگى مقام ربوبى مى نگرند به قصور ونامرغوبى اعمال خود پى برده وبى اختيار به تضرع ولابه در مى آيند ومى گويند «ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ: ما تو را آن طور كه شايسته است عبادت نكرديم».
اگر معصيت بندگان عادى نياز به درخواست عفو الهى دارد ترك اولاى معصومان وانجام برخى از مباحات عارفان در شرايط خاص، بى نياز از عفو نيست.
بنابر احتمال دوّم، جمله به ظاهر، جمله خبرى است امّا در باطن، انشاء و دعا و درخواست عفو الهى ورحمت اوست يعنى خدا تو را ببخشد، ويا تو را رحمت كند. يك چنين درخواستها در باره هيچ فردى دليل بر صدور خلاف وگناه از او نيست تا چه رسد به نبى گرامى، زيرا چنين درخواستى در مقام احترام وتكريم وتوقير وبزرگداشت افراد به كار مى رود وهرگز ملازم با صدور معصيت وگناه از طرف نمى باشد ولذا اگر ما به كسى بگوييم: «غَفَر اللّهُ لَكَ» مفاد آن اين نيست كه آن شخص دچار گناه بوده وهم اكنون مذنب و گنهكار است وبايد در حقّ او چنين دعايى كرد.
با اين بيان روشن گرديد كه آيه بنابر هر دو احتمال گواه بر صدور گناه وخلاف نيست وظاهر آيه اين است كه اين جمله جمله انشائى ودعا است آن هم به منظور تكريم پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله).
از اين بيان پاسخ مورد دوم نيز واضح مى شود زيرا درست است كه لحن آيه لحن اعتراض است ولى اعتراض بر چه؟! اعتراض بر ترك اولى وافضل است نه بر انجام حرام ، گواه ما تعليلى است كه پس از اين جمله آمده است زيرا گروه منافق كه