منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٥
مى دهند، اگر يك فرد فوق العاده آن را انجام داد، قبيح وزشت شمرده مى شود و لذا در محيطهاى نظامى، يك لحظه تأخير، يك سخن خشن، يك حركت نابجا، يك نگاه نامحسوس به چپ و راست، خطا و گناه شمرده مى شود وانضباط نظامى ايجاب مى كند كه فرد با تمام اين ظرائف ودقائق آشنا گردد وبه آن عمل كند.
بنابراين هرچه مقام بزرگتر، ومسئوليتها بيشتر باشد، تكاليف افزايش يافته والزامات بيشتر مى شود.
٢ـ حال عاشق دل بسته اى را در نظر بگيريد كه با تمام ذرات وجود خود وابسته به معشوق است ولى غفلت او از مورد علاقه هرچه هم كم باشد ـ حتى اگر در آن لحظه به كارهاى ضرورى خود برسد ـ جرم وگناه شمرده مى شود، زيرا ارزش عشق، به استمرار توجه، بستگى دارد و غفلت از او وتوجه به غير، از ارزش آن مى كاهد واگر چنين كرد، براى جبران، بايد راه توبه را در پيش گيرد.
بنابراين اشتغال به كارهاى ضرورى از خوردن وآشاميدن، هرچند، ذاتاً مطلوب وبدون اشكال است، ولى آنگاه كه موجب انقطاع از معشوق واشتغال به غير او مى شود، در قاموس عشق، ذنب وگناه است! ولذا افراد عاشق ويا مصيبت زده از اكل وشرب، اعراض نموده وبه مقدار بس ضرورى كه حافظ رمق آنان باشد اكتفا مى كنند.
با توجه به اين مثالها مى توان هدف از «استغفارها»را به دست آورد ومصداق «ذنب»راـ كه به معناى گناه است ـ تحديد كرد.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) به حكم آيات عصمت، از هر نوع مخالفت با قوانين الهى مصون ومحفوظ مى باشد وهرگز واجبى را ترك نمى كند ويا حرامى را مرتكب نمى شود و وظايف عرفانى واخلاقى او هم در دو بخش (عمل به واجبات وترك محرمات) خلاصه نمى گردد ومقتضاى عرفان ومعرفت او نسبت به مقام ربوبى ايجاب مى كند كه در وجود او لحظه اى انقطاع رخ ندهد وشايسته تر را بر شايسته مقدّم بدارد وآداب وشئون مقام ربوبى را به نحو اكمل رعايت كند، هرگاه او به مقتضاى طبع بشرى در