منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٩
همه اين اخبار وگزارشها كه به صورت «اگر» وارد شده دليل بر تحقّق طرفين نمى گردد تا با مسئله عصمت منافات داشته باشد.تنها سؤالى كه در اينجا باقى است اين است كه هدف از طرح اين گونه احكام شرطى كه هيچ گاه عملى نمى گردد چه بوده است در اين جا مى توان از ميان نكات متنوع به دو نكته اشاره كرد:
١ـ اين قضايا ناظر به طبيعت انسانى پيامبران است كه صدور گناه وخلاف را از آنان كاملاً ممكن مى سازد. پيامبران طبيعت مافوق انسانى وبشرى ندارند كه بر عصيان وگناه قادر وتوانا نباشند بلكه از آن نظر كه انسانند، بسان افراد ديگر در معرض لغزشها وتوبيخها مى باشند واگر مشمول عنايت الهى (عصمت) نشوند، تحقّق گناه از آنها كاملاً مترقب خواهد بود; اين تنها عنايت ربانى است كه با افاضه عصمت، صدور گناه را به صورت «محال عادى» در مى آورد وبر آنها قداست وطهارت مى بخشد.
اين بخش از آيات ناظر به جنبه هاى بشرى آنان مى باشد ودر اين قلمرو، عصمت ومصونيتى مطرح نيست واگر پيامبران مصون وپيراسته اند به خاطر جنبه ديگر از شخصيت آنها است كه آنان را به صورت موجودى الهى در مى آوردكه هرگز از در مخالفت وارد نمى شوند.
٢ـ اين آيات همگى جنبه تربيتى دارد وهدف تعليم ديگران است در قالب خطاب به پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)، واين نوع خطابهاى حاد وتند نه تنها تعصب جاهلى وعناد ونادان را تحريك نمى كند بلكه او را به پذيرش اين تعاليم تحريك وتشويق مى نمايد وبا خود چنين مى انديشد جايى كه پيامبر با آن عظمت در صورت صدور خلاف وگناه به توبيخ وكيفر محكوم مى شود، تكليف من جاهل روشن است.
يكى از راههاى تربيت صحيح تفهيم حقيقت در ضمن گفتگو در باره ديگران است ودر اين مورد در زبان عرب مى گويند:«إيّاكَ أعني واسمعي يا جارة» ودر زبان فارسى مى گويند:«به در مى گويم تا ديوار بشنود!».