منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٤
فردى از خودشان كه او نيز مانند آنان «اُمّى» بود برانگيخت ولى او در عين اُمّى بودن با تعاليم خود، معجزه آفريد وبه قول حافظ:
ستاره اى بدرخشيد وماه مجلس شد *** دل رميده ما را انيس ومونس شد
نگار من كه به مكتب نرفت وخط ننوشت *** به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد
واگر در برخى از روايات، امّى به معنى منسوب به «اُم القرى» وارد شده است، بايد از نظر سند وپايه دلالت، مورد بررسى قرار گيرند.[١]
ب: «اُمّىِ» نا آشنا به متون سامى
در برخى از آيات قرآن «اُمّى» در برابر «اهل كتاب» قرار گرفته، چنانكه مى فرمايد:
(وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الأُمِّيّينَ ءَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقِدِاهْتَدَوا وَ إِنْ تَوَلَّوا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ اللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ). (آل عمران/٢٠)
«به آنان كه كتاب داده شده وهمچنين «اُمّيها» بگو آيا اسلام آورده ايد؟ اگر اسلام آورده باشند هدايت شده اند، واگر روى برگردانند، بر تو است ابلاغ، وخدا به بندگان خود بينا است».
در اين آيه به حكم «تقابل» بايد گفت: مقصود از اُمّى كسى است كه با متن هاى قديم سامى آشنايى نداشته و از پيروان مذاهب يهودى يا مسيحى ـ كه در آيه به عنوان «اهل الكتاب» ناميده شده اند ـ نباشد واگر در قرآن كلمه «اُمّيون» براى اعراب پيش از اسلام كه پيرو تورات وانجيل نبودند بكار رفته است، به خاطر اين است كه نسبت به متن هاى مقدّس سامى بى اطلاع بودند ومؤيّد اين نظر اين است كه در
[١] دلالت و سند اين نوع روايات در كتاب مفاهيم القرآن، ج٣، ص ٣٣٧، مورد بررسى قرار گرفته است.