منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٣
به حكم اينكه آيه از يك مشيت گسترده الهى گزارش مى دهد طبعاً مقصود از «اُمّ القرى» در اين آيه خصوص مكه نيست، بلكه مقصود اين است كه هلاك امّتها در گذشته، پيوسته پس از اتمام حجت وبعد از اعزام رسول در مركز آن منطقه ها بوده است.
ثانياً: از نطر قواعد ادبى، كلمات مركّب كه با واژه هاى «ابن» و «أب» و«اُمّ» آغاز مى شوند، به هنگام نسبت، لفظ اوّلشان حذف شده و «ياء» نسبت به كلمه دوّم وارد مى شود، مثلاً در «ابن الزبير» زبيرى ودر «ابى بكر» بكرى ودر «امّ القرى» قروى مى گويند; زيرا اگر «ياء» نسبت به جزء نخست كلمه مركب وارد شود، كاملاً اشتباه رخ ميدهد و »منسوب اليه» معلوم نمى گردد.[١]
ثالثاً: اگر مقصود از «امّى»همان «مكّى» باشد آوردن آن در ميان ديگر صفات دهگانه پيامبر (صلى الله عليه وآله)كه برهان نبوت او به شمار مى رود بى تناسب خواهد بود; زيرا مكّى ومدنى بودن در حقانيّت ادعاى او دخالتى ندارد، آنچه در اين مورد مى تواند مؤثر باشد اين است كه او «امّى» (درس نخوانده) باشد، ولى تعاليم وكتاب او، نقطه عطفى در تمدن بشر گردد وتمام خردمندان جهان در برابر دستورات استوار او سر تعظيم فرود آورند.
قرآن در آيه ديگر به اين حقيقت چنين اشاره مى كند:
(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلال مُبين) .(سوره جمعه/٢).
«اوست كه در ميان درس نخوانده ها پيامبرى از خود آنان برانگيخت، آيات الهى را بر آنان مى خواند وآنها را از پليديها پاكيزه مى گرداند وكتاب وحكمت مى آموزد هرچند در گذشته در گمراهى آشكار بودند».
جمله (فِي الأُمِّيّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ) مى رساند كه خدا در ميان قوم درس نخوانده،
[١] شرح ابن عقيل، ج٢، ص ٣٩١.