منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٧
چيزى نمى دانند. آيا براى مردم مايه شگفتى است كه به يكى از آنها وحى فرستاديم كه مردم را بيم، وافراد با ايمان را بشارت دهد كه براى آنها نزد پروردگارشان سابقه نيكو ويا منزلت نيك است».
٧ـ «گروه كافر گفتند كه اين قرآن دروغى بيش نيست كه به دروغ آن را به خدا بسته است، وگروهى او را در اين كار يارى كرده اند حقّاً كه سخن بى اساس وناروايى گفته اند».
٨ـ «گفتند:قرآن افسانه هاى پيشينيان است كه آنها را نوشته (ويا براى او نوشته اند) واين داستانها صبح وشام بر او القا مى گردد».
٩ـ «بگو قرآن را آن كسى فرو فرستاده كه از راههاى آسمانها وزمين آگاه است. او آمرزنده ومهربان مى باشد».
١٠ـ «تو هرگز(از دوران كودكى تا لحظه نزول وحى) نه كتابى را مى خواندى، ونه با دست چيزى را مى نوشتى، (زيرا اهل خواندن ونوشتن نبودى) در اين صورت باطل گرايان در كتاب تو به شك مى افتادند(وآن را محصول تراوش فكر تو ويا نگارش از كتابهاى پيشينيان مى انگاشتند».
١١ـ «بگو: اگر خدا مى خواست من آيات را بر شما نمى خواندم وشما را از آن آگاه نمى كردم، من مدّتها پيش از اين در ميان شما زندگى كرده ام، آيا نمى انديشيد».
١٢ـ «جنبدگان روى زمين، ومرغانى كه در هوا به پرواز در مى آيند، مانند شما امتهايى هستند، ما چيزى را در جهان آفرينش ترك نكرديم، سپس به سوى پروردگار خود باز مى گردند».
١٣ـ «علم حوادث گذشته، پيش پروردگارم موجود است نه گم مى كند ونه فراموش مى نمايد».