منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
روشن بينان بدون استفاده از اعضاى حس خود، افكار ديگران را درك مى كنند وحوادث دور از لحاظ زمان ومكان را كم وبيش مى بينند و از بعضى اشيا و قضايا اطلاعات مطمئن ترى ـ از آنچه با اعضاى حس درك مى شودـ مى دهند، براى فرد روشن بين، خواندن افكار شخصى ديگران، به اندازه توصيف چهره وى آسان است ولى كلمات«ديدن» و«حس كردن» براى بيان آنچه در شعور وى مى گذرد كافى نيست چون چيزى را نمى بيند در جايى جستجو نمى كند، بلكه فقط مى داند».
«در بسيارى از موارد هنگام مرگ يا هنگام مواجه شدن با يك خطر بزرگ، بين فرد با فرد ديگر ارتباطى برقرار مى شود وكسى كه در بستر مرگ افتاده ويا قربانى حادثه اى شده است براى يك لحظه، به شكل عادى خود، به نظر يكى از دوستان نزديكش مى رسد، اغلب اين شبح خيالى، خاموش وساكت مى ماند وگاهى نيز سخن مى گويد و مرگ خود را خبر مى دهد، ونيز گاهى روشن بين از فاصله بعيد مى تواند منظره يا شخص يا صحنه را ببيند وآن را با دقت ترسيم و توصيف كند و چه بسيار كسانى كه د رحال عادى روشن بين نيستند ولى در طول عمر خود يكى دوبار اين قبيل ارتباطات را تجربه كرده اند».
«به اين ترتيب گاهى شناسايى دنياى خارج، از راه هاى ديگرى به جز اعضاى حسى، براى ما ميسر مى شود.شكى نيست كه فكر مى تواند حتى از فواصل دور، دو فرد انسانى را مستقيماً با هم مربوط كند اين قضايا كه مطالعه آنها به عهده علم جديد «متاپسيشيك» است بايد همان طورى كه هست پذيرفته شود زيرا حقايقى در بردارد وجنبه اى از وجود انسانى را كه هنوز خوب شناخته نشده است معرفى مى كند وشايد بتواند علت روشنبينى فوق العاده برخى ها را براى ما روشن سازد».[١]
بنابر اين، ادراك حسى وتعقلى دو وسيله است براى روح انسانى كه تسلط او را بر قسمتى از جهان خارج تأمين مى كند ولى در عين حال براى روح انسان وسيله
[١] انسان موجود ناشناخته، ص ١٣٥ـ ١٣٧.