منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٧
تفسير آيات
قرآن پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) را انسان آگاه از غيب معرفى مى كند. به طور مسلّم اين آگاهى از درون ذات او نجوشيده بلكه مانند ديگر علوم و آگاهيهاى او، از برون به او القا شده و از پسِ پرده غيب ـ به اذن الهى ـ گزارش مى دهد.
از آنجا كه گروهى از بى خبران از مقام اوليا، آگاهى پيامبر را از غيب، يك نوع الوهيت تصوّر كرده اند وچنين وانمود مى كنند كه آگاهى از غيب از آن خدا است وكسى در اين وصف شريك وهمتاى او نيست. لازم است قدرى در اين مورد به صورت موجز سخن بگوييم تا حقيقت روشن گردد ولى اجمالاً يادآور مى شويم: آنچه كه از آن خدا بوده ونشانه الوهيّت است علم نامحدود وبى پايان است، نه علم محدود ومكتسب از ديگرى! و علوم اولياى الهى از مقوله دوّم است نه از مقوله اوّلى.
***
به طور مسلّم زندگى هر بشرى از ناآگاهى شروع شده و كم كم به محيط آگاهى وارد مى گردد وبه تدريج روزنه هايى به دنياى خارج از ذهن، پيدا مى كند.
نخست از طريق حواس ظاهرى به حقايقى دست مى يابد، سپس بر اثر تكامل دستگاه تعقّل وتفكر، كم كم با حقايقى كه از قلمرو حس ولمس بيرون مى باشد آشنا مى گردد و در نتيجه يك فرد عقلانى واستدلالى گشته و از يك رشته حقايق كلى وقوانين علمى آگاه مى شود.
گاهى در ميان افراد بشر «اَبَر آگاهانى» پيدا مى شوند كه از طريق الهام، از مطالبى آگاه مى گردند كه هرگز از طريق استدلال راهى به كشف آنها وجود ندارد از اين جهت دانشمندان، ادراك بشر را به سه نوع ادراك تقسيم كرده اند:«ادراك توده مردم»، «ادراك استدلال گران ومتفكران» و «ادراك عارفان وروشن بينان».
تو گويى ظاهربينان به كمك حس، متفكران به مدد استدلال و روشن بينان