منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٣
ديگرى فزونى راويان، كسانى كه معجزه هاى پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) را از نزديك مشاهده نموده ونقل كرده اند به مراتب از بنى اسرائيل وشاگردان حضرت مسيح كه معجزات پيامبران خود را نقل نموده اند، فزونتر وبيشترند، افرادى كه در عصر مسيح(عليه السلام) به او ايمان آورده بودند افراد بس معدودى بودند وتمام روايات مربوط به اعجاز عيسى (عليه السلام) به اين چند نفر منتهى مى شود.
اگر ادعاى «تواتر» يهود ونصارى در باره معجزه هاى پيامبران خود صحيح باشد، يك چنين ادعايى در باره معجزه هاى پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) به طريق اولى صحيح خواهد بود، در صورتى كه معجزه هاى پيامبران گذشته از طريق تواتر به ما نرسيده وادعاى تواتر در اين باره بى اساس است.
نكته قابل توجه
ما هرگز با اين بحث نمى خواهيم از هر نوع اعجاز وكرامتى كه به رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) ويا جانشينان او نسبت داده مى شود، طرفدارى كنيم وهمه آنها را صحيح وپابرجا بدانيم زيرا به روشنى مى دانيم كه در تاريخ مذاهب دروغگو فراوان بوده ومطالب بى اساس زياد گفته شده است.
از اين جهت علما ودانشمندان اسلام براى شناسايى احاديث صحيح از غير صحيح، علومى را به نام رجال ودرايه پى ريزى كرده وبراى پذيرفتن حديثى در موضوعى، ضوابطى قائل شده اند واين ضوابط براى اهل علم وفضل كه با علوم اسلامى سرو كار دارند، روشن است.
ما فقط در اين جا از برخى از منكران معجزه سؤالى داريم ـ هر چند در اثناى بحث به آن اشاره نموديم ـ وآن اين كه چرا اين آقايان كه گروه آنها را خاورشناسان وغرب زدگان تشكيل مى دهند، در تجزيه وتحليل حيات رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) به تاريخ اسلامى مراجعه كرده وبه آنها استناد مى جويند وچنين وانمود مى كنند كه هدفى جز واقع بينى وحقيقت جويى ندارند، ولى همين افراد وقتى وارد بحث اعجاز مى شوند به