منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٤
آيات مورد نظر:
شق القمر
(اِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ *وَ إِنْ يَرَوا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ) (قمر/١و٢)
«رستاخيز نزديك شد وماه شكافت اگر معجزه اى ببينند از آن روى برمى گردانند ومى گويند همان سحر وجادوى مستمر است».
مفسّران اسلامى مانند:زمخشرى در كشاف، طبرسى در مجمع البيان وفخر رازى در مفاتيح الغيب وابن مسعود در تفسير خود و ... مى نويسند:
مشركان قريش خدمت پيامبر رسيدند و از او درخواست كردند كه براى اثبات نبوت ورسالت خود ماه را دو نيم كند، حضرتش فرمود:اگرچنين كنم ايمان مى آوريد؟ همگى گفتند: آرى! پيامبر از خدا درخواست كرد كه مورد درخواست آنان را اعطا كند، آنگاه با انگشت خود اشاره كرد وماه دو نيم شد وفرمود: شاهد باشيد.
ما فعلاً كار با خصوصيات اين معجزه نداريم واشكالات كودكانه اى كه درباره آن وجود دارد مورد بحث ما نيست چيزى كه براى ما مهم است مسئله دلالت آيه بر وقوع اين معجزه است اينك به تفسير آيه مى پردازيم:
١ـ (إِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ) : «رستاخيز نزديك شده است».
روز رستاخيز از نظر قرآن نزديك است هرچند از نظر كافران دور به نظر مى رسد قرآن اين حقيقت را در آيه ديگر يادآور شده است آنجا كه مى فرمايد:
(إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَريهُ قَرِيباً) (معارج/٦ـ٧): «آنان رستاخيز را دور، وما آن را نزديك مشاهده ميكنيم».
(وَانْشَقَّ الْقَمَرُ) :«ماه دو نيم شد».
ناگفته پيدا است لفظ «اِنْشَقَّ» ماضى است وبى جهت نمى توان آن را به