منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٢
٤ـ وجود پيامبر (صلى الله عليه وآله) به حكم آيه(وَماكانَ اللّهُ لِيُعَدِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِروُنَ) .[١] امان از عذاب است با وجود پيامبر، عذاب نازل نمى شود.
پاسخ:
سياق آيه حاكى است كه مقصود عذابى است كه گروهى را نابود سازد، بسان عذابهايى كه قرآن در تاريخ پيامبران يادآور مى شود، نه عذاب يك فرد آن هم به درخواست خود وگرنه تاريخ گواهى مى دهد كه افرادى با نفرين پيامبر هلاك شده اند مانند «اسود بن مطلب» و «مالك بن طلاله» وغيره.
٥ـ اگر چنين حادثه اى رخ داده باشد بايد بسان سرگذشت «اصحاب فيل» معروف گردد.
پاسخ:
حادثه اى كه به يك فرد تعلّق دارد باآنچه كه مربوط به يك جمعيت انبوه است فرق روشنى دارد، گذشته بر اين براى نقل سرگذشت دوّمى دواعى فراوانى وجود داشت در حالى كه در باره فضايل امام دواعى بر اخفاى آن بود با اين وضع اگر سى دانشمند مبرّز آن را نقل كرده اند بايد آن را مربوط به عنايت الهى دانست كه از اين طريق به حفظ حجّت خود پرداخته است.
٦ـ نعمان طبق شأن نزول، اصول پنجگانه را پذيرفته بود، در اين صورت چگونه بر او عذاب فرود آمد؟
پاسخ:
شأن نزول حاكى است كه او نه تنها در برابر پيامبر تسليم نبود، بلكه تسليم خود را دربرابر خدا نيز از دست داده بود زيرا گفت: اگر نصب على بر خلافت از
[١] سوره انفال، آيه ٣٣، «خداوند هرگز آنها را عذاب نمى كند تا تو در ميان آنان هستى، وهمچنين خداوند آنان را عذاب نمى كند در حالى كه استغفار ميكنند».