منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠
«خداوندا اگر اين سخن حق، و از جانب تو است سنگى از آسمان بر ما فرودآر».
وقتى سخن او به پايان رسيد ناگهان سنگى از آسمان فرود آمد و او را كشت.در اين باره آيه هاى ياد شده در زير فرود آمد:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع* لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافَعٌ* مِنَ اللّهِ ذِي الْمَعارِجِ).[١]
«درخواست كننده در خواست عذاب كرد وواقع شد، اين عذاب مخصوص كافران است وهيچ كس نمى تواند آن را دفع كند از سوى خداوند كه داراى فرشتگانى است كه به آسمان صعود مى كنند».[٢]
شأن نزول ياد شده را مفسّران ومحدّثان شيعه وگروهى از اهل سنّت كه تعداد آنها به سى نفر مى رسد نقل كرده اند كه مى توان از خصوصيات آنها با مراجعه به كتاب «الغدير» آگاه شد.[٣]
شأن نزول ياد شده مورد پذيرش علماى اسلام بوده جز اينكه «ابن تيميه» كه با خاندان رسالت رابطه خوبى ندارد، در كتاب «منهاج السنة» كه به راستى بايد آن را «منهاج البدعة» ناميد، با طرح اشكالات هفتگانه به انكار وتكذيب آن برخاسته است ومرحوم علاّمه امينى در نخستين جلد «الغدير» به مجموع ايرادهاى او پاسخ منطقى داده است وما به صورت فشرده به نقل اجمالى اين پرسش ها وپاسخ ها مى پردازيم:
١ـ سرگذشت غدير پس از مراجعت از «حجة الوداع» بوده است در حالى كه در شأن نزول دارد كه نعمان در «ابطح» خدمت پيامبر رسيد، وابطح از آنِ سرزمين مكه است.
[١] سوره معارج، آيه هاى ١ـ٣.
[٢] مجمع البيان، ج٥، ص ٣٥٢.
[٣] الغدير، ج١، ص ٢٣٩ـ٢٤٦.