منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦
هان اى مردم، خداوند لطيف خبير به من خبر داده است كه به زودى دعوت حق را لبيك مى گويم و از ميان شما مى روم ومن مسئولم وشما نيز مسئول هستيد. در باره من چه مى گوييد؟
ياران پيامبر (صلى الله عليه وآله) گفتند: گواهى مى دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ نمودى ونسبت به ما خيرخواهى ونصيحت كردى ودر اين راه كوشش نمودى. خداوند به تو پاداش نيك بدهد.
وقتى سكوت وآرامش بر آن جمعيت حكمفرما شد پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: آيا شما گواهى نمى دهيد كه معبودى جز خداى نيست ومحمّد بنده خدا وپيامبر اوست؟ بهشت ودوزخ ومرگ حق است؟ وروز رستاخيز بدون شك فرا خواهد رسيد وخداوند افرادى را كه در دل خاك پنهان شده اند، زنده خواهد نمود؟
ـ ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله): چرا، چرا، گواهى مى دهيم.
ـ پيامبر (صلى الله عليه وآله): من در ميان شما دو چيز گرانبها وسنگين به يادگار مى گذارم، چگونه با آنها معامله خواهيد كرد؟
ناشناسى پرسيد: مقصود از اين دو چيز گرانبها چيست؟
ـ پيامبر (صلى الله عليه وآله): ثقل اكبر، كتاب خداست كه يك طرف آن در دست خدا وطرف ديگر آن در دست شماست، به كتاب خدا چنگ زنيد تا گمراه نشويد.ثقل اصغر، عترت واهل بيت من است، خدايم به من خبر داده است كه اين دو يادگار من، تا روز رستاخيز، از هم جدا نمى شوند هان اى مردم، بر كتاب خدا وعترت من سبقت وپيشى نگيريد و از آن دو عقب نمانيد تا نابود نشويد.
در اين موقع پيامبر (صلى الله عليه وآله) دست على (عليه السلام) را گرفت وبالا برد وهمه جمعيت، على را در كنار پيامبر ديدند(وفهميدند كه مقصود از اين اجتماع، حادثه اى است كه مربوط به على (عليه السلام) مى باشد، همگى با ولع خاصى آماده شدند كه به سخنان پيامبر(صلى الله عليه وآله)گوش فرا دهند.