منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
از جانب خدا است».
ولى در صفحات تاريخ از همين رادمرد بزرگ، مطالب عجيبى در باره ارفاق به دشمن رسيده است روح بزرگ على (عليه السلام)وعواطف انسانى او از لابلاى دستوراتى كه در مواقع جنگ به سربازان خود مى داده نمودار است. روحيه انسان دوستى او ومجموع سخنانش مى رساند كه پيوسته مى خواست پيروان خود را دلير وفداكار تربيت كند ودر عين حال از تمايلات افراطى واحساسات غير منطقى بازدارد.
آيه هاى چهاردهم وپانزدهم، از راههاى گوناگون احساسات سربازى مجاهدان اسلام را به سوى هدف تحريك مى كند وآنان را براى هر نوع فداكارى آماده مى سازد.
وشايد در تمام آيات قرآن، مانند اين آيات به جهاد ومبارزه، تحريك وتشويق نشده است درحالى كه در آيه سيزدهم با يك رشته دلائل عقلى به تحريك روحيه آنان مى پردازد، ودر حقيقت در اين آيات احساسات جنگى با عواطف انسانى وانديشه هاى عقلى به هم آميخته شده است. اينك بيان عوامل عقلى واحساسى.
توجه به نكات عقلى جهاد
١ـ پيمانهاى خود با پيامبر را شكستند
در آيه سيزدهم به اين نكته چنين اشاره مى كند:
(أَلا تُقاتِلُونَ قَوماً نَكَثُوا أيْمانَهُمْ) :«چرا با گروهى كه پيمانهاى خود را شكسته اند نبرد نمى كنيد؟».
قرارداد صلح حديبيه با شرايط سنگينى كه به نفع مشركان بسته شد(و«بنى بكر» با قريش وقبيله «خزاعه» با مسلمان هم پيمان شدند) زير پا نهادند. چون چيزى نگذشت كه قبيله«خزاعه» از جانب«بنى بكر» با پشتيبانى قريش مورد حمله قرار گرفتند.گروهى را كشتند وعدّه اى را فرارى دادند; رئيس قبيله «خزاعه» راه مدينه را