منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٩
داشته اند وگروهى كه پس از مرگ رسول اكرم (صلى الله عليه وآله)مرتد شدند. پيش از ارتداد مؤمن بودند، وعهد وپيمانى با پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)ومسلمانان نداشتند. و هرگز ايمان به رسالت پيامبر مستلزم بيعت نبود. بلكه بيعت گاهى در مواقع حساس انجام مى گرفت از اين نظر مرتدين را نمى توان مصداق آيه شمرد.
اصحاب جَمَل اوّلين مصداق آيه بودند:
با اعتراف به اينكه آيه در باره مشركان نازل شده است كه پيمان وميثاقى با پيامبر ومسلمانان داشتند ولى با در نظر گرفتن ملاك حكم، مى توان گفت هدف آيه اعم است ومنظور كليه كسانى است كه با رئيس اسلام پيمانى داشته باشند. سپس آن را بشكنند. خواه مشرك باشند (مانند بت پرستان زمان پيامبر) و خواه مسلمان ومؤمن باشند. بنابراين هرگاه گروهى از مسلمانان با ولىّ اسلام بيعت نمايند سپس آنرا بشكنند بايد حكم آيه را درباره آنان اجرا نمود زيرا ملاك حكم، پيمان شكنى است از هر گروهى باشند.
خلافت وامامت اگر چه در گرو ملكات نفسانى وشرايط روحى است كه هركس واجد آن باشد از جانب خدا به آن مقام منصوب مى گردد، ولى رسميت پيدا كردن آن، در زمان رسول خدا وپس از او مراسم خاصّى داشت. مثلاً روزى كه على(عليه السلام) از جانب خدا در «غدير خم» خليفه وامام مسلمانان معرفى شد. پيامبر گرامى پس از نصب امام، دستور داد كه مردم يكايك بيايند با او بيعت كنند وغرض از بيعت، اين بود كه انتصاب مزبور كاملاً جنبه رسمى بگيرد.
اتّفاقاً همين مراسم نيز در باره امام على (عليه السلام)هنگامى كه خليفه سوّم كشته شد انجام گرفت ودر پيشاپيش مسمانان، طلحه وزبير با حضرت دست دادند وبيعت كردند و او را امير ورئيس وپيشواى مسلمانان شناختند. روش امام ورعايت عدالت اجتماعى آن حضرت مورد نظر جاه طلبانى مانند«طلحه» و«زبير» قرار نگرفت. آنان اصرار داشتند كه على در تقسيم بيت المال ومناصب، تبعيض قائل شود. و اين كار