منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٨
لفظى بود. وهمين قدر كافى بود كه شهادتين را بر زبان جارى كند وامّا موضوع پيمان وعهد وبيعت گيرى ازمسلمانان يك مطلب دايمى و هميشگى نبوده است بلكه گاهى پيامبر در كارهاى مهم از گروهى بيعت مى گرفت كه از دو نيروى ايمان وپيمان براى پيشرفت وحل مشكلات استفاده كند، چنانكه در «حديبيه» همين كار را انجام داد و از مؤمنان حاضر در واقعه بيعتى به نام «بيعة الرّضوان» گرفت و آيه زير اشاره به همان است:
(لَقَدْ رَضِيَ اللّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَل السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).[١]
«خدا از مؤمنان خوشنود گرديد هنگامى كه با تو زير درخت بيعت مى كردند وخدا از آنچه در دل آنها بود آگاه شد وبه قلوب آنان آرامى بخشيد. وبا پيروزى نزديكى، آنان را پاداش داد».
كسانى كه در واقعه «بيعة الرضوان» حضور داشتند گروهى بودند كه سابقه ممتدى در ايمان واسلام داشتند واين بيعت وپيمان نه به خاطر تحقّق بخشيدن به ايمان واسلام آنان بود بلكه به منظور تحكيم علل پيشرفت در جنگ صورت گرفت. گاهى پيامبر از زنان (پس از ايمان آوردن) بيعت مى گرفت كه از جاده توحيد بيرون نروند وخود را از آلودگى هاى مادى حفظ كنند. چنانكه مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللّهِ شَيْئاً وَ لايَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنينَ) .[٢]
«اى پيامبر هنگامى كه زنان با ايمان بيايند وبا تو بيعت كنند كه شرك نورزند ودزدى نكنند واعمال منافى عفت انجام ندهند بيعت آنها را بپذير».
نتيجه: به طور محقّق روى سخن در اين آيه با كسانى است كه با پيامبر پيمان
[١] سوره فتح، آيه ١٨.
[٢] سوره ممتحنه، آيه ١٢.