منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٦
شكنى كردند ودر دين شما طعن زدند با سران كفر نبرد كنيد كه براى آنان پيمانى نيست».
با توجه به جهاتى كه اكنون يادآورى مى نماييم مى توان اين نظر را تأييد كرد.
اوّلاً: در آيات پيش وظيفه مسلمانان نسبت به ساير مشركان بيان شده است، جز اين قسم كه طبعاً بايد آيه ناظر بر اين باشد.
ثانياً: اين آيه نمى تواند مربوط به مسلمانان معاهد باشد زيرا در اين آيه چنين مى فرمايد:
(وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفرِ) اين تعبيرها مناسب با مشركان است كه بر شرك وكفر خود باقى مانده اند نه مشركى كه مسلمان شده سپس راه انحراف را پيش گرفته است.
٢ـ نظريه مؤلّف كشاف بر خلاف نظر پيش است وى مى گويد اين آيه مربوط به آيه ماقبل (آيه يازدهم) است وبيانگر حال آن گروه از افرادى است كه اسلام آورده اند ونماز وزكات برپا داشته اند ولى پيمان خود را شكسته اند ويا تصميم بر شكستن گرفته اند. ومى گويد اين آيه پس از آيه يازدهم آمده است كه در آن سخن از ايمان مشركان وخواندن نماز ودادن زكات به ميان آمده است.
طبعاً آيه مورد بحث راجع به همان ها خواهد بود ولى اين نظر از جهاتى دور از حقيقت است زيرا:
١ـ مشرك در صورتى پيمان دارد كه بر حال شرك ودوگانگى با اسلام باقى بماند وقتى اسلام آورد ونماز وزكات را بپا داشت جزء جامعه اسلامى مى باشد وعنوان معاهد ويا صاحب پيمان با رئيس اسلامى نخواهد داشت اين عناوين از آن گروهى است كه با دولت اسلامى حالت تباين ودوگانگى داشته باشند ودر غير اين صورت نه معاهدند ونه صاحب پيمان.
٢ـ آيه در باره گروهى بحث مى كند كه در آينده پيمان خود را مى شكنند ودر